اندر باب مبارز نستوه

مبارز نستوه (مهدی میرقادری) وبلاگ نویس ، فعال سیاسی به ویژه در حوزه سایبری و هوادار سامانه پادشاهی


جوابیه ای به محسن نامجو در برابر تهمت به اینجانب (مبارز نستوه)

آقای محسن نامجو در سایت آیت الله بی بی سی اقدام به نوشتن مطلبی کردند و زمین و زمان را بهم دوخته تا اقدام خود در توهین به رضا شاه بزرگ را توجیه کنند.

در بخشی از این نوشته با نام بردن از بنده نوشته است که :

- تجربه قرار گرفتن در برابر سیل تهمت ها و حرف هاى رکیک و تهدید هاى ایمیلى و تلفنى -از کاربران معمولى اینترنت و عشاق سینه چاک ایران و ایرانیت با شناسه هاى کاربرى اى چون "مبارز نستوه" یا "فرهنگ آریامنش" گرفته تا تیمسارهاى ٧٠-٨٠ ساله اعلیحضرت همایونی که تمایلات شهوانى شان را در پیغام گیر تلفن، نسبت به نزدیکان اناث بنده ابراز مى کردند، بسیار بیش تر از آن که درد آور و شکننده باشد، آموزنده بود.


باید در پاسخ به این فرد گفت کجای صحبت ویدویی من که در پاسخ به تهمت شما زده شده است توهین آمیز بوده است ؟ شما که از ذره المثقالی ادب  در برخورد با پدر ایران نوین رضا شاه بزرگ فروگذار نکرده ای و در آهنگ مبتذل خود به ایشان بارها و بارها توهین کردی چرا از پاسخ منطقی و معقول اینجانب ناراحت گشته ای .

برای اینکه این موضوع شفاف شود توجه بینندگان را مجددا جلب می کنم به پاسخ خود به محسن نامجو در این کلیپ ویدویی :




باز هم متذکر می شوم که این اقدام محسن نامجو فقط و فقط باعث بر انگیختگی جوانان و وطن پرستان شد به صورتی که رضا شاه را نه اکنون طیف هوادار پادشاهی بلکه از جمهوری خواه تا پادشاهی از چپ تا راست و حتی برخی اصلاح طلبان به عنوان پدر ملت ایران می شناسند و احترام او نزد ملت ایران بلاخص جوانان دو چندان گشته است .


اقای نامجو برای ما زیاد فرقی ندارد که به ما فحاش ، شعبان بی مخ و ... بگویی . ما کار خودمان را انجام می دهیم و راه خودمان را خواهیم رفت .

با سپاس
مبارز نستوه (مهدی میرقادری)
29 تیر ماه 2573 شاهنشاهی



بودن با رژیم از تتلو تا ایرانیان خیانت کاری که به ایران باز میگردند

دست بوسان رژیم جمهوری اسلامی معمولا همه یک خط فکری و اخلاقی و اجتماعی دارند . آنها معمولا انسان های زالو صفتی هستند ، آنها تحمل هیچ چیزی را ندارند ، معمولا مفت خور ، چاپلوس و بی شرافت و منفعت طلب هستند.

دایره این دست بوسان جمهوری اسلامی به کجا ختم می شود ؟ چه کسانی شامل این دایره می شوند ؟ آیا فقط بسیجی ها شامل این دایره هستند ؟

بدون شک بسیجیان و طرفداران آشکار رژیم اندک شرافتی دارند نسبت به هرزه های اجتماعی به مانند خواننده تتلو نامی که چند صباحی است در فیس بوک دست مقام عظمای ولایت را می لیسد و میبوسد و میمکد و از سوی دیگر به یک دختر راضی نیست و همیشه دو دختر در کنار وی هستند .



حال همین فرد را می بینید در لباس عزداری که به مانند تور لباس عروس سوراخ هست





حال همین فرد را می بینید در لباس عزداری که به مانند تور لباس عروس سوراخ هست



و در اینجا نیز پیامی در فیس بوک وی مبنی بر بوسیدن دست مقام رهبری :


بسیار این مورد می تواند جالب باشد . حال یکی از دوستان پیامی به من داد و از من خواست که این پیام را منعکس کنم. دوستم گفت که من زیر پست امیر تتلو پیامی گذاشتم که این عکس مادر ستار بهشتی را ببین و لاقل ازاین ماد که فرزند کارگرش را که تنها نا آور خانه و همین جمهوری اسلامی کشت خجالت بکش  و کامنت در عرض چند دقیقه پاک شد



این مساله رزالت این افراد به همینجا ختم نمی شود . ایرانیانی را در نظر بگیرید که به وسیله کیس پناهندگی و با گفتن اینکه جانشان در ایران در  خطر هست توانسته اند از کشورهای غربی پناهندگی گرفته و ساکن این کشورها شوند. این افراد که معمولا بیشتر کیس های تقلبی که هیچگونه ارتباطی با بودن جانشان در خطر ارائه می دهند و پس از مدت کوتاهی با رفتن به سفارت و امضای توبه نامه یا همان غلط کردم خودمان پاس جمهوری اسلامی را گرفته و به ایران باز می گردند. جمهوری اسلامی نیز این موارد را تماما به سازمان ملل و دولت ان کشور نشان می دهد و می گوید ببینید که کشور ما تا چه میزان آزاد است و این افراد هدف مهاجرت دارند نه پناهندگی . سازمان ملل نیز با توجه به این شرایط پرونده تمامی ایرانیان را به تاخیر میاندازد و با دیده شک به آنها نگاه می کند.

چون وقتی در کاری دروغ بیاید و این دروغ تکرار شود چیزی که از بین می رود اعتماد است. اعتماد را نمی توان به سادگی باز گرداند. اعتماد به مانند انبار گندمی است که دانه دانه و ذره ذره در طی مدتها جمع شده ولی یک یا چند دروغ می تواند کبریتی به زیر این انبار کشد و همه اعتبار و اعتماد را به آتش بکشد. در مورد کیس های دروغین و بازگشت به ایران نیز اینچنین است. وقتی دول غربی و سازمان ملل این میزان دروغ گویی را از ایرانیان می بیینند و می شنوند و وقتی می بینند کسی که ادعا کرده جانم در ایران در خطر بوده به کشور بازگشته کبریت را به زیر اعتبار سایر فعالین و مبارزان در تبعید که جان خود را برداشته و به در رفته اند می کشد و دیگر حاضر به اعتماد به ایرانیان نیست.

خیانت انواع و اقسام مختلف دارد . خیانت به ایران و به مردم یکی از انواع آن هست . افرادی چون امیر تتلو ، ایرانیان خارج کشور که ادعا کردن جانشان در خطر بوده  چپ و راست به ایران باز میگردند ، که بروند با دختر 16 ساله همبستر شوند و یا آش رشته خاله جان و خورشت سبزی عمه جان را بخورند و چهار تا عکس هم در جاهای مختلف ایران  بگیرند و برای خالی نبودن عریضه و سوزاندن دل بقیه در فیس بوک بگذارند از همین نوع خائنین محسوب می شوند.

ما حقیقتا با مردمی رو به رو هستیم که اخلاق ، اعتبار ، اعتماد ، راستگویی و صداقت و تعهد از بین آنها رخت بر بسته است. چون هر چه بیشتر به سمت بی اخلاقی ها رفته ایم روزگارمان نیز این چنین شده است و این چنین به تیره روزی نشسته ایم. در این فضا نیاز هست افرادی پیشرو باشند. افرادی سطح تفکر مردم را تغییر دهند و راهنما و پیامبر آنها باشند . به آنها بگویند اگر میخواهید خواننده ای الگویتان باشد ما ستار را داریم که متعهدانه و وطن پرستانه زندگی میکند نه امیر تتلو و تتلوها ...اگر پناهنده سیاسی داریم فریدون فرخ زاد و بسیاری ایرانیان وطن پرست واقعی دیگر را داریم نه کسانی که دروغین ، تقلبی و بی شرافت هستند.

در این راه نه هیچ ببخشی کنیم نه هیچ فراموشی بلکه به سمت نبرد بزرگ برویم. ما مگر با شیاطین انسان نما چه دوستی ای میتوانیم داشته باشیم. در کلیله و دمنه آمده است که اگر توان دشمنی با کلاغ ها را نداری با آنها دوستی نیز مکن. ما چه دوستی می توانیم با آن انسان بی شرافتی داشته باشیم که نه ایران برایش مهم است و نه ایرانی . ما چه دوستی می توانیم داشته باشیم با کسانی که تنها نکات زندگی آنها  خلاصه شده است در خوردن و خوابیدن و چاپیدن و لاسیدن . ما باید در یک حرکت بزرگ هر کسی که این طرز تفکر را دارد از خودمان ترد کنیم. هر کسی برایش ایران مهم نیست و ایرانی مهم نیست و وطن پرستی و شرافت مهم نیست را از دایره دوستان خود بیرون بیاندازیم.


باری مقطعی فرا رسیده است که ما به یک حلقه احتیاج داریم . حلقه خودی و غیر خودی . در حلقه ما باید انسان های وطن پرست ، متعهد ، با اخلاق و شرافت و انسان گرا  و صادق حضور داشته باشد. هر کس این ویژگی ها را نداشت در حلقه دوستان خود جا ندهیم . اگر توان نابودی آنها را نداریم با آنها نیز دوستی نکنیم  و یکبار برای همیشه تکلیف خودمان را با خودمان مشخص کنیم.

در پاسخ به پست فیس بوکی علیرضا حقیقی

توضیح (3روز پس از ارسال مطلب): گویا فیس بوک مزبور مربوط  که این پست را گذاشته قلابی بوده و بازهم بچه اسهال طلبان برای موج سواری از این روش استفاده کردند


روانشناسی مظلوم گرایی به سبک ایرانی :
اول - یه عکس فیس بوکی سیاه و سفید بندازی و رسم دلبری رو هم در عکست بجا بیاری که حرفت خریدار بیشتری داشته باشه.
دوم - ما همه تلاشمون رو کردیم و نشد ؟! کدوم تلاش پدر جان کدوم تلاش...سه تا شوت کردن به سمت دروازه و سه تاش رفت تو گل . این همه تلاشت بود ؟ اگر در بازی ها قبلی کسانی مثل پولادی و آندو نبودن که دیگه الفاتحه
سوم-اگر فحش خوردی بخاطر اینکه مردم رو تیم ملی اشون تعصب دارن . میلیون ها ایرانی چشمشون به این بازی هست. شما برای تیم گل کوچیک محله ات که واینسادی توی دروازه.در کل من با فحاشی مخالفم ولی اگه توقع داری انتقاد هم ازت نشه اشتباهه..
چهارم - وقتی میگی فقط پروفایل شخصی داری یعنی آی مخاطبین ، آی دختران اونجا به من پیام بدید . من سالهاست کار سیاسی میکنم و قشنگ لا به لای خطوط رو میخونم حتی جمله ای که به کار میبری .
پنجم : چرا دنیال داوری که یک دروازه بان لژیونر و در سطح اروپایی هست نباید درون دروازه بیاسته ؟
در مجموع من به فوتبال هم نگاه سیاسی دارم . هر حرفی زده بشه رو تحلیل سیاسی میکنم. خواندن لای خطوط کار من هست .

موضوع دیگری که جالب هست به آن توجه کنیم و شاید دستمایه طنزی هم داشته باشد لباس علیرضا حقیقی در بازی با بوسنی بود : 
بازی با بوسنی با پیراهن آرژانتین

بازی با آرژانتین
برای بعضی از هموطنان سوال پیش اومد :چرا علیرضا حقیقی در بازی با بوسنی لباس #نارنجی به تن کرده بود 

خوب وقتی قراره ببازیم و من نقش #هویج رو بازی کنم انتظار داشتید چه لباسی بپوشم 


شاید در این بازی هم دست جمهوری اسلامی از آستین فوتبال بیرون آمد

چرا اسلام در حکومت جمهوری اسلامی به سمت نابود شدن رفته است؟

کسانی که زمان شاهنشاه آریامهر را یاد دارند و ‏سینه به سینه برای ما جوانانی که بعد از
انقلاب 57 ‏به دنیا آمده‌ایم منتقل کرده‌اند، از اعتبار و ارزش ‏اسلام نزد عامه مردم صحبت می‌کنند. به عنوان مثال ‏در پیش از انقلاب بسیاری که در قید و بند اسلام و ‏دینداری هم نبودند لااقل در ماه رمضان روزه ‏می‌گرفتند یا در عزاداری‌های عاشورا و تاسوعا ‏شرکت می‌کردند. روحانیت نیز نیمچه اعتباری در بین ‏عوام مردم داشت و از آنها به عنوان انسان‌های ‏بی‌آزار که وظیفه جز روضه‌خوانی، اجرای خطبه عقد و ‏ازدواج و یا اجرای مراسم کفن و دفن داشتند ‏می‌شناختند. ‏ 

با روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی و اجرای ‏اسلام سیاسی و توام با آن قرار گرفتن روحانیت در ‏پست‌هایی مختلف حکومتی از رهبری جامعه تا ‏ریاست جمهوری، ریاست مجلس و اداره‌ها و ‏سازمان‌های مختلف و بعد از آن حاکم شدن اسلام ‏گرایان و آنهایی که ادعای مسلمانی داشتند و هر ‏یک داغی بر پیشانی به نشانه سجده‌های طولانی و ‏خروارها ریش به نشانه جدیت در اسلامشان داشتند، ‏تحمیل اسلام بر ملتی که اسلام متعادلی داشتند ‏آغاز شد. کسی نمی‌تواند منکر شود که قبل از آمدن ‏جمهوری اسلامی اکثریت جمعیت ایران مسلمان نبود ‏ولی خوب است نگاهی بیاندازیم به وضعیت حال ‏حاضر جامعه به خصوص قشر جوان که اسلام در نگاه ‏آنها به چه صورت در آمده است. ‏ 

در جامعه امروزین ایران بعضی مفاهیم تعاریف خود را ‏از دست داده است، به عنوان یک شاهد زنده دیده‌ام ‏که در ماه محرم و به خصوص 10 روز اولیه محرم که ‏هیات‌ها و تکایا بر پا است بسیاری به جای عزاداری از ‏برای حسین به دنبال آن هیاتی می‌گردند که مثلا ‏نهار یا شام را "چلوکباب" می‌دهد. به چشم خود ‏دیده‌ام که دو هیات متفاوت که یکی شام را "عدس ‏پلو" و دیگری "چلو کباب" داده است آن هیات پر ‏رونق‌تر بوده است که شامش "چلوکباب" بوده است. ‏حال جای این دو هیات که عوض شده است و شام ‏آنها تغییر کرده است باز هیاتی موفق‌تر بوده که ‏شامش "چلو کباب" بوده است. پس در این میان این ‏شکم افراد است که تعیین کننده میزان دلسوزی آنها ‏از برای حسین شده است. ‏ 

ورود واژه‌هایی مثل "حسین پارتی" در بین جوانان ‏بسیار زیاد است. شاید بپرسید که این واژه چیست؟ ‏دخترها و پسرها از فرصت‌هایی که در ایام محرم ‏پیش می‌آید برای دیدارهای عاشقانه با هم در محل ‏تکایا و هیات‌ها استفاده می‌کنند چون در طول روز با ‏جامعه‌ای بسته که از طرفی گشت‌های ارشاد نهفته ‏است و از طرفی خانواده‌های سُنتی رو به رو هستند. ‏فکر نمی‌کنم هیچ موقع چنین کارهایی در قبل از ‏انقلاب اسلامی صورت می‌گرفته است.‏ 

بعضی کارها و اسم‌ها نیز در بین نسل بعد از انقلاب ‏به عنوان یک عمل شجاعانه، کاری به قول خودشان ‏با کلاس و هنرمندانه در آمده است. به عنوان مثال ‏تغییر دین به "زرشت" یا "مسیحیت" یکی از کارهایی ‏که با شدت بسیار زیادی در ایران صورت می‌پذیرد، ‏حتی بسیاری از علمای اسلامی به مانند "آیت الله ‏دستغیب شیرازی" نسبت به این امر هشدار دادند و ‏آن را به علت اسلام سیاسی و طرز برخورد جمهوری ‏اسلامی دانستند. واژه آتئیست یا بی‌خدایان یا ‏بی‌دین‌ها نیز یکی از سمبل‌های افتخار شده است. ‏حتی موارد بسیار کوچکی همچون روزه نگرفتن، نماز ‏نخواندن نیز به افتخار بسیاری از جوانان مبدل شده ‏است. در همین چند روز اخیر مسئولین جمهوری ‏اسلامی بارها گلوهای خود را پاره کردند که امسال ‏به علت ایام فاطمیه عید نداریم، سیزده به در نداریم، ‏ولی به چشم خود دیدیم که مردم علارقم تمام ‏مشکلات اقتصادی و اجتماعی نوروز خود را گرامی ‏داشتند و این نشان از بی‌اعتباری سخن علمای دین ‏نزد مردم دارد.‏ 

در پایان علت این مورد را ریشه‌یابی کنیم، ریشه علت ‏این موضوع در چهار مورد خلاصه می‌شود:‏ 

‏1-‏ تبدیل شدن اسلام از یک دین انتخابی به یک ‏دین تحمیلی ‏ 
‏2-‏ فسادهای گسترده اقتصادی و اجتماعی ‏مسئولین، روحانیون، علمای مسلمان در این ‏‏35 سال ‏ 
‏3-‏ تغییر ماهیت اسلام برای مردم از دین به ‏حکومت و یا به عبارتی دخالت 
‏4-‏ دیدن تمام مشکلات کشور اعم از سیاسی، ‏اجتماعی، اقتصادی به چشم اسلام به علت ‏وجود حکومت اسلامی 

حال آیا با این روند اسلام در ایران می‌تواند دوام ‏بیاورد؟ تصور من بر این است هر چه از عمر جمهوری ‏اسلامی بگذرد و اسلام سیاسی در کشور حاکم ‏باشد میزان ریزش‌ها، تمسخر‌ها و از بین رفتن اعتقاد ‏اسلامی در بین مردم ایران زیادتر خواهد شد. ‏ 

با تشکر از حزب مشروطه برای انتشار مقاله : 
http://irancpi.net/ir/degarandishan/digaran/1489-degarandishan-2014-05-20.html

صلح خاورمیانه در حاشیه جام جهانی ، اسرائیل -جمهوری اسلامی-هواداران پادشاهی

صلح خاورمیانه بین جمهوری اسلامی -اسرائیل و طرفداران پادشاهی در حاشیه جام جهانی


پ.ن : البته این مطلب در تایید پرچم خرچنگ نشان جمهوری اسلامی نمی باشد و فقط جهت طنز می باشد

منبع : معین سیروس
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=564268183682140&set=pcb.564268943682064&type=1&theater

جام جهانی ، پرچم جمهوری اسلامی و لابی های اسلامی

این جام جهانی برا هر کس آب نداشت برای جمهوری اسلامی و لابی ها و مزدورانش نان داشت که به وسیله آن بتواند اهداف و آرمان های خود را دیکته کند. در این پست از وبلاگ به زبان عکس میخواهم برای شما مشک هایی نمونه خروار را بیان کنم.

1-عکس سید حسن نصر الله در بازی ایران و نیجریه


سید حسن نصر الله رهبر گروه تروریستی حزب الله لبنان که تا کنون میلیاردها دلار از پول نفت ملت ایران خرج این گروه شده است. فردی را که این پوستر در دست گرفته نیز از چهره اش پیداست که یک مزدور حزب الهی است که دوان دوان به سمت برزیل رفته تا برای جمهوری اسلامی و رهبر ترویست حزب الله تبلیغ کند.

از کودک ایرانی گرفت نان شبش را
تا شیخک لبنانی کشد عربده اش را

2- مزدور محمد رضا شریفی نیا و تیمش

مزدور محمد رضا شریفی نیا و تیم مزدورش در کنار هم با پرچم های جمهوری اسلامی به سمت برزیل روان شده اند .همه ما شریفی نیا را بخوبی میشناختیم ولی پس از جنبش سبز ملت ایران بهتر شناختیم که از کسانی بود که در صف اول حمایت از خامنه ای جنایتکار قرار گرفت.
عکس زیر تصویر نماز خواندن شریفی نیا در پشت سر خامنه ای می بینید درست در زمان اوج جنبش سبز ملت ایران

3-دلسا قربانی کیست؟ دلسا قربانی فرزند بیوک قربانی از ایرانیان لابی جمهوری اسلامی در انگلستان هست که هر ساله همایش پیروزی جمهوری اسلامی در انگلستان بر گزار می کند. این فرد که با رفتن به اکادمی گوگوش من و تو معروف شده اکنون پرچم جمهوری اسلامی بر قلبش نگاشته و از آرمان های قاتلین ندا و سهراب در قلب لندن دفاع می کند.


فیلم برگزاری همایش توسط پدر این مزدور را می توانید در لینک زیر ببینید.
http://www.youtube.com/watch?v=TGQ4TXsWybs

جمهوری اسلامی پول خود را سالهاست که صرف لابی سازی در خارج کشور کرده است.

4- چند صد ایرانی صادراتی به برزیل : در عکس دیگری می بینید که ایرانیانی که از ایران به سمت برزیل با پرچم جمهوری اسلامی صادر شده اند در عکس مشهود هستند. در این گزارش تلوزیون من و تو فردی که پشت سر بچه های وطن پرست این تلوزیون از جمله رها اعتمادی عزیز و امید عزیز قرار گرفته اند مدام تیکه پارچه با نشان خونبار جمهوری اسلامی را بالا میبرد. گویا ماموریت این فرد این بوده که پشت سر بچه های من و تو قرار بگیرد و این کار را در مسیر گزارش این دوستان قرار دهد.
به خوبی یادم هست  که در شیراز نیز همایش های متعددی علیه برنامه سازان و تلوزیون من و تو انجام میشد. شاید اینجا وقت انتقام جمهوری اسلامی از آنان است.

5- پناهندگان تازه وارد و به ارمغان آوردن پرچم الله برای خارج کشور : اختر قاسمی عکاس و خبرنگار به درستی به یک معضل اشاره ای داشته است .اختر قاسمی میگوید وقتی به جمع ایرانیان کلن که به تماشای فوتبال رفته بود به پرچم های خونبار جمهوری اسلامی رو به رو شد که توسط جوانانی که 5-6 سال به ایران کشور آمده اند به این تجمع آورده شده بود . این ایرانیان که در این مقطع 5 ساله به خارج کشور آمدند چه کسانی بودند ؟ به جرات می توانم بگویم پناهندگانی هستند که حیف است که نام پناهندگی بر آنها نهاده شود . چونکه آنها از همین فرصت جنبش سبز استفاده کرده و پا در خون نداها و سهراب ها گذاشتند و در کشورهای اروپایی پناهندگی گرفتند و اکنون خود کار آمد ترین لابی های جمهوری اسلامی هستند . همان هایی که به محض گرفتن پاس به سمت نوشتن توبه نامه در سفارت جمهوری اسلامی و برگشت به ایران روان هستند. به خوبی میدانیم که این افراد نه برای اینکه جانشان در ایران در خطر بوده بلکه با سو استفاده از موقعیت بدست آمده به اروپا آمده و پناهنده شده اند و به کلی تعاریف پناهندگی را نیز بر هم زده اند.

معضل دومی که خانم قاسمی بدان اشاره می کند کمبود پرچم شیر و خورشید نشان و توزیع نکردن آن توسط ایرانیانی که دستشان به دهانشان می رسد در این جمع ها بود و البته توزیع رایگان  و یا فروش پرچم های جمهوری اسلامی توسط مغازه داران ایرانی . این معضل هم به درستی ذکر شده است. خود من شاهد زنده این قضیه هستم که چندین بار برای پخش پرچم شیر و خورشید در اینجا (ترکیه) پیام هایی فرستادم ولی متاسفانه کسی بدان توجه نکرد. تنها یک دسته کوچک پرچم توسط یکی از دوستان در اروپا برایم آورده شد که اینقدر متقاضی زیاد بود که در همان چند روز اول بین پناهندگان میهن پرست توزیع شد. هنوز نیز بسیارانی این درخواست را از من برای پرچم دارند ولی منتظر هستیم تا دوستان در اروپا یا امریکا این کار را انجام دهند.

مقاله خانم اختر قاسمی در این باب :
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10203961170490794&set=a.3810592744517.2167816.1268458640&type=1&theater

6- گویا فیفا نیز بدش نیامده که از میان این همه جوانان زیباروی ایرانی یک فرد طالبانی را به عنوان عکس نماد ایرانی در اینستگرام خود بفرستد.

7- اما دعوا بر سر  پرچم شیر و خورشید و پرچم جمهوری اسلامی بد نبود کافی است به این دو عکس که در فیس بوک بی بی سی فارسی و فیس بوک کامبیز حسینی مجری صدای امریکا بوده است مراجعه کنید تا ببینید چه نزاعی ما بین هواداران پرچم شیر و خورشید و مزدوران جمهوری اسلامی در حال رخ دادن است .

لینک بی بی سی :
https://www.facebook.com/bbcpersian/photos/pcb.10152298358782713/10152298352827713/?type=1&theater


لینک فیس بوک کامبیز حسینی :
https://www.facebook.com/kambizhosseini/photos/a.461943347831.245962.102075087831/10152239516182832/?type=1&theater
اما در این میان نیز کم نبودند ایران میهن پرستی که با پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان اقدام به تماشای تیم ملی فوتبال ایران کردند :

ابی عزیز به همراه پرچم سه رنگ شیر و خورشید


ایرانیان میهن پرست در سایر نقاط دنیا









و در پایان گرامی باد یاد شهید راه آزادی محمد مختاری که دوستدار تیم فوتبال آرژانتین بود و در 25 بهمن 1389 به ضرب گلوله ماموران جمهوری اسلامی کشته شد. کسانی که با پرچم جمهوری اسلامی به تماشای فوتبال میروند محمد را نیز به یاد آورند و از خود خجالت بکشند

معضل روابط احساسی و جنسی در ایران و بین ایرانیان

امروز به عنوان یک بلاگر سیاسی نویس قصد داریم یک پدیده اجتماعی را در ایران و ایرانیان  بررسی کنیم.پدیده ای که شاید هر روزه ایرانیان با آن برخورد داشته باشند. این موضوع پدیده روابطی است که در بین دو جنس مذکر و مونث جامعه در هر سن و گروهی اتفاق می افتاد.


روابط حسی و عاطفی در ایران و بین ایرانیان دارای پیچیدگی های زیادی شده است . بخصوص این پیچدگی بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در 35 سال اخیر بوده است. فشارهای جنسی وارده به جامعه ، ازدواج های تحمیلی ، جا افتادن فرهنگ دروغگویی ، حس انتقام های متقابل از یکدیگر همه و همه باعث به وجود آمدن پدیده ای به اسم معضل روابط شده است.


از این رو است که در جامعه شاهد پدیده ای به اسم قتل ناموسی ، خیانت های عاطفی و حتی پدیده جدیدی به اسم طلاق عاطفی(زوج با هم زندگی ولی هیچگونه رابطه ای ندارند) شده ایم. 


اما سرچشمه بحران اخیر که با سرعتی فزاینده جامعه را در بر میگیرد از کجا آغاز می شود.


پدیده دروغ

 در متون باستانی ما و سفارشات زرتشت بزرگ و داریوش بزرگ و بسیارانی دیگر یکی از ریشه  های اساسی بدبختی ملت ایران دروغ گفتن عنوان شده و بارها تاکید کرده اند که از دروغگویی پرهیز کنید. مثلا زرتشت میگوید : (راه در جهان یکی است و آنهم راه راستی است . )

به باور من دروغ یکی از آسیب زننده ترین پدیده به روابط بین انسان هاست. از دوستان معمولی بگیرید تا زن و شوهر ها و ... دروغگویی خود پدیده ای است که پدیده های دیگر را به دنبال دارد. البته از عطش جامعه و علاقه جامعه ما برای دروغ شنیدن هم نمی توان غافل شد .آنها یک دروغ شیرین را به یک حقیقت تلخ ترجیح میدهند. 


وقتی در بین رابطه ها دروغی آشکار می شود پدیده ای که از بین می رود اعتماد است . اعتماد پدیده ای است که تدریجی بدست می آید ولی امکان دارد یکباره از بین برود .اگر حتی فردی از سر خیر خواهی ، مصلحت ، دوست داشتن زیاد و ... سعی داشته است پدیده ای را مخفی کند ولی با آشکار شدن دروغش  تمامی پل های اعتمادی خراب خواهد شد. دلیل گفتن دروغ هیچ فرقی نمی کند چون دروغ ، دروغ است . 


احساس و ضد احساس 


تا به حال دقت کردید چرا افرادی که با یک شخص در ارتباط هستند یا زن و یا شوهر دارند باز روی به سوی دوستی ها دیگر می آورند. آیا بین آنها هیچ احساس دوست داشتنی وجود نداشته است ؟ جواب منفی است. اگر احساسی بین افراد وجود نداشت بسیار کم پیش آمد که رابطه ای شکل بگیرد .البته از رابطه های سطحی نیز  بگذریم که در یک ساعت شکل می گیرد و در دو ساعت از بین می رود. رابطه های عمیق عاطفی معمولا بین جنس مذکر و مونث وجود دارد . این رابطه شاید تا اندازه زیادی عمیق باشد که طرفین بسیار یکدیگر را دوست بدارند و شاید از برای از دست رفتن یکدیگر حساس شوند. این حساس بودن باعث کنترلی شدن زندگی یا رابطه می شود . طبعا بعضی از ایراد هایی که به یکدیگر می گیرند بی مورد هست و البته بسیاری نیز حقیقی است. ولی این دوست داشتن زیاد که حساس بودن را به دنبال می آورد باعث می شود فضای کنترلی بر یک رابطه ساکن شود.


فضای کنترلی نیز باعث می شود از کوچکترین مسائل ایراد گرفته شود از یک صحبت کوتاه با یک جنس مخالف تا حتی دیر آمدن به خانه یا مسائل این چنین. این موضوع باعث این میشود که فرد مورد رابطه در فکر پدیده ای دیگر بیافتد به اسم انتقام . 


انتقام به یک عمل تلافی جویانه اطلاق می شود که فردی که دل  آزرده است را ترمیم کند و حالت عادی را به او باز گرداند. البته اولین گام انتقام جویی ها مساوی است با تمام شدن یک رابطه. انتقام صرفا نمی تواند رابطه برقرار کردن با جنس مخالف باشد می تواند عملی باشد با یک پیام سیاسی که بله اگر تو توانسته ای تا این موقع شب بیرون باشی من نیز می توانم .یا اگر تو توانسته ای با دوستانت بیرون بروی من نیز می روم. این فضای انتقام جویی تا اندازه ادامه خواهد یافت که کار به جاهای باریک تر کشیده خواهد شد. از دعواها  تا داشتن روابط موازی جنسی با چندین نفر و در پایان اتمام یک رابطه .


شکست خوردگان روابط عاطفی  و کنترل کردن امور رابطه


شکست خوردگان روابط عاطفی که به هر دلیلی از جمله اجبار به ازدواج اجباری ، دیدن خیانت و شکسته شدن قلبشان ، از بین رفتن اعتمادشان یا حس انتقام جوییشان  یا صرفا از روی قرضیه جنسی اشان وارد فضای جامعه می شوند کنترل یک زنجیر را به دست خود بگیرند. آنها می توانند موارد بسیاری را جایگزین و فرهنگ سازی کنند. 


در ایران کنونی می بینیم که پدیده ای که رایج است نه تنها سکس قبل از ازدواج بلکه داشتن روابط موازی بعد از ازدواج است. این روابط موازی بین زنها و شوهرها به وفور دیده می شود. خانمی که ازدواج کرده و چندین دوست پسر دارد و مردی که زن گرفته و در بین زنان خیابانی بدنبال گمشده خود می گردد تا با او شب خود را سپری کند . 


حتی این موضوع اینقدر عام شده است که جوکهای بسیار در این مورد نیز ساخته می شود . به عنوان مثال :  "زمان شاه مرد 17 سال میرفت زندان ، زنش منتظرش می موند تا آزاد بشه الان جرات نمی کنیم بریم دم سوپر مارکت خونه "


همیشه جوکها یک برایند از فضای جامعه می تواند باشد. 


دل شکستگان جامعه چون دیگر چیزی برایشان مهم نیست به غیر از ارضای حس های درونی خود یا التیام حس روحی و روانی خود زنجیر سایر افراد جامعه را به دست می گیرند و آنها را با این زنجیر به دنبال خود می کشانند.  



اندیشه پسران و دختران امروز 


من خود در رده سنی قرار دارم که به خوبی محیط اطراف و پیرامون خودم را می شناسم . تمام مشکلات ، تمام خواسته ها و تمایلات و تمامی گرایش های افراد به مسائل احساسی و عاطفی . 


در اندیشه غالب  یک پسر ایرانی امروزی چه چیز می گذرد ؟ از نظر من اندیشه ای که به فضای یک پسر ایرانی غالب شده است سکس بیشتر و بیشتر است. گویا ژنتیک گوریل که از زمان دوران تکامل در انسان به جا مانده در پسرهای ایرانی زنده شده است. وقتی در کنار بسیاری از پسرهای ایرانی بنشینی به گونه ای از سکس های خود و اینکه توانسته اند چه تعداد دختر را به زیر خود بکشانند تعریف می کنند که گویا عملیات بیت المقدس 5 انجام داده اند. این الگو سازی که در جامعه انجام شده است باعث می شود که هم نوعان وقتی چنین تعریف های را می شوند بخاطر اینکه از غافله عقب نمانند به سرعت آنها هم به این امر روان شوند. آنها پروژه خود را در دو بخش راضی کردن طرف مقابل به سکس یا به قول خودشان مخ زنی و بخش سکس انجام می دهند . 

حال شاید تا اینجای کار صرفا  زیاد بد نباشد ولی این رقابت برای جفت گیری تا آنجایی بالا می گرد که شاهد تجاوزات ، تعدی ها و بسیار مسائل دیگر در جامعه هستیم تا جایی که میشنویم ناظم های مدرسه به دانش آموزان پسر نیز تجاوز می کنند. این صرفا بخاطر اندیشه ای به اسم جفت گیری بیشتر یا سکس بیشتر . 

در اندیشه غالب دختر ایرانی چه میگذرد ؟ دختر ایرانی پدیده ای هست منحصر به فرد تر از پسر ایرانی ، آنها علاوه بر اینکه اغلب کارهای خود را مخفیانه انجام می دهند روشی دارند که من آن را داشتن معشوقان موازی نام نهاده ام. معمولا آنها معشوقان موازی را در آب نمک می خوابانند تا به موقع لزوم و یا بر اساس اینکه به کدام یک نیاز بیشتری دارند از آنها استفاده کنند. صرف موضوع معشوقان موازی نمی تواند داشتن رابطه عاشقانه باشد بلکه راضی نگه داشتن هر کدام از معشوقانش به هر روشی از یک لایک ساده فیس بوکی تا یک پیامک کوتاه تبریک و تسلیت می تواند دل معشوق خود را خوش نگه دارد. روش دختران ایرانی می توان روش منفعت طلبانه تری نام نهاد . چون تمام خواسته و امیال نه بر اساس قریضه و حتی احساس بلکه منفعت است که تعیین کننده نوع رابطه می باشد. 


البته این موارد نام برده شده نمونه هایی از جامعه هستند و مسلما همه به مانند هم نیستند ولی این مورد کم و بیش دیده می شود.شاید با شدت کمتر یا بیشتری. 



نقش شبکه های اجتماعی : 


شبکه های اجتماعی نقش موثر تری در دوست یابی ها دارند . این هم می تواند بسیار مفید باشد یا اینکه می تواند بر ضد خود عمل کرده و مضر باشد. در کل شبکه های اجتماعی و وسایل ارتباط جمعی هم ارتباطات و هم جدایی ها را آسان تر کرده است. 


در همین شبکه های اجتماعی نسل جدید ظهور کرده اند به اسم مخ زنان فیس بوکی  که در هر دو مورد پسر و دختر صحت دارد. من به عنوان یک وبلاگ نویس که فیس بوک پر مخاطبی نیز دارم روازنه یا هر چند روز یکبار شاهد این افراد هستم. این افراد اگر دختر باشند تنها منفعت خود و اگر پسر باشند جفت گیری بیشتر خود را در نظر دارند. 


البته در این میان انسان هایی صادق و وفاداری هم یافت می شوند ولی نسبت جمعیت آنها به کل بسیار اندک است. 

اما چه باید کرد ؟ به باور من تا زمانی که حق انتخاب آزادانه از ملت ما گرفته شود و چه خانواده و چه حکومت و چه معضلات اجتماعی و اقتصادی بر زندگی ایرانیان سایه بیافکند امکان رفتن به سمت یک جامعه درست انسانی ، بدور از خیانت و تجاوز و حتی زندگی آزاد شرافتمندانه بسیار کاری است سخت . ولی تنها پیشنهادی که میتوانم بدهم این هست که دروغ نگوییم.


اندرباب مجیز گویان قاسم سلیمانی

کشور ایران یکی از 4 کشور ثروتمند دنیا از نظر ذخایر نفت و گاز و معادن را ظرف مدت 35 سال به بدبخت ترین کشور دنیا تبدیل کرده اند و از سویی دست به دعا بر می دارند که خدا رو شکر که ما قاسم سلیمانی داریم که چنین کرد و چنان کرد و این چنین گفت و آن چنان گفت .

یکی نیست به این بی شرفتان بگوید در زمان شاهنشاه اریامهر که دنیا تا کمر در برابر شاهنشاه ما کمر خم می کرد و تمام دنیا از ایران حساب می برد ما چه مشکلی داشتیم که اکنون باید پول نفت ملت ایران و نان شب کودک ایرانی را کسی به اسم قاسم سلیمانی بدزد و بخواهد برود در سوریه عراق برای اهداف جمهوری اسلامی بجنگد . آنهم جنگی که هر روزه شاهد این هستیم که سر سرداران سپاه جمهوری اسلامی به سر نیزه و چوب می کنند و برای درس عبرت می چرخانند.

این چنین بزرگ کردن قاسم سلیمانی  و امثالهم تنها نتیجه ضعف جمهوری اسلامی در تامین نان شب مردم و رفاه و آسایش ملت ایران است. جمهوری اسلامی در حال وانمود کردن این موضوع هست که بله اگر سپاه قدسی نمی بود دشمنان سنی ما الان ایران را نابود کرده بودند. این هم فریبکاری دیگری از جمهوری اسلامی است تا بتواند راحت تر مردم ایران را چپاول کند . چرا که تاریخ به خوبی یاد دارد همین عراق را که جمهوری اسلامی 8 سال سرگرم جنگی بیهود با آن بود شاهنشاه آریامهر ظرف 24 ساعت شکست داد و صدام را وادار به امضای قرارداد الجزایر کرد. قراردادی که صدام به اندازه ای برای صدام ناراحت کننده بود که پس به روی کار آمدن جمهوری اسلامی و بی پدر شدن ملت ایران به جلو تلوزیون آورد و پاره پاره کرد.

اگر شاهنشاه آریامهر زنده بود یک تن از این تروریست های منطقه جرات ابراز وجود نداشتند چه برسد بخواهند در خاک کشورها عملیات مسلحانه انجام دهند زیرا ایران در آن زمان به ژاندارم منطقه شهرت داشت و همه کشورها و گروهها از ترس ایران سر به گریبان فرو برده بودند . نه به مانند الان که جمهوری اسلامی از آزاد سازی 5 سرباز ایران و حفظ یک مرز ساده معذور است و اینقدر در جمع آوری نیرو ناتوان است که افغانی استخدام می کند که در سوریه بجنگد .

هر کس از چپ و راست به بزرگ کردن قاسم سلیمانی و امثالهم اقدام کند همانا در کنار جمهوری اسلامی برای لاپوشانی جنایات داخل و ضعف و ناتوانی در برقراری امنیت در منطقه اقدام کرده است.

حرف آخر من این است که شما اسلام گرایان نیازی نیست برای ما کاری کنید . شما به کناری بنشینید خود نیروهای ملی گرا ایران ظرف یک ماه کل منطقه خاورمیانه را از وجود تروریست و جوجه تروریست پاک خواهند کرد . ما نه برای دین میجنگیم نه برای حرم حسن یا حسین . ما اگر قرار باشد بجنگیم تنها برای نجات ایران است  و هیچ چیز برای ما مقدس تر از ایران نیست .

برگزاری اولین المپیا هنر در دنیا به همت آنتونیو گالینی


به همت آقای آنتنونیو گالینی بنیان گذار موسسه فیلم و هنرهای المپیا اولین مراسم جوایز در 20 ژوئن 2014 برابر با 30 خرداد 1393 در نیویورک برگزار می شود. آدرس دقیق این رویداد بر روی پوستر آمده است.

بنیان گذار این موسسه می گوید : ما میتوانیم با فیلم  سازی فارغ از هرگونه نژاد و دین و سن و سال موانع را از بین ببریم و بیننده را در یک ماجرا و یا یک انتقال اطلاعات قرار دهیم. از هند تا چین و شیلی و از هالیود تا فیلم با موبایل معمولی 

متن بنیانگذار به انگلیسی : 
In these changing times, where the creation of visual images throughout the world can be shared through powerful mediums that cut across all boundaries, I believe that we as filmmakers have an important responsibility because what we do can affect the entire world. We can eliminate the barriers of race, age, gender and religion through visual stories that take viewers on an adventure or impart information. From India to Chile to China and even Hollywood, film touches one and all.

پاسخ های شاهزاده در مورد ترانه محسن نامجو و اولیایی فرد نسل جوان را به وجد آورد

در شب گذشته در برنامه افق صدای امریکا بحثی در جریان بود بر سر براندازی میهمانان برنامه محمد اولیایی فر اصلاح طلب بود و شاهزاده رضا پهلوی .

شاهزاده در برنامه دیشب نسبت محکم ظاهر شد و ضمن اینکه اولیایی فر را که خون ندا ها و سهراب ها را در خیابان دید و هنوز دم از اصلاح رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی میزند در سر جایش نشاند در سوالی که توسط دهقان پور مطرح شد که : بله نظر شما راجع به موزیک محسن نامجو چیست ؟  و منتظر بود تا شاهزاده رضا پهلوی بگوید که بله ازادی بیان است و بگذارید توهین کند شاهزاده به قاطعیت پاسخ داد خط فحاشی و توهین از نقد و ترانه جداست و اگر فحش می دهید توقع این را نداشته باشید که فحش بخورید .

دهقان پور که موزیانه خط اصلاح طلبان را دنبال می کرد و همه این گرگ ها منتظر بودند که شاهزاده را در این دام بیاندازند که بگوید بله پدر و پدر بزرگم دیکتاتور بوده است و هر آهنگی هم خواستید بخوانید من مثل آنها نیستم در یک شکست حتمی قرار گرفتند . آنها انتظار این را داشتند تا این سخن را از شاهزاده شنید و با استناد به آن در رسانه ها بگویند دیدید خود نوه رضا شاه و محمد رضا شاه هم اعتراف کرد شما دیگر چه می گویید ولی اینبار کشیده ای که از شاهزاده خوردند بر سر جایشان نشستند.

لینک برنامه افق و کامنتهای مخاطبان :
https://www.facebook.com/OfoghTV/posts/675619139178633

این اقدام شاهزاده نه تنها از طرف هواداران ایشان مورد ستایش قرار گرفت بلکه نسل جوان که دیدگاه سیاسی خاصی را هم ندارند به وجد آورد ، تاثیرات این سخن شاهزاده را می توانید در زیر لینک برنامه افق صدای امریکا ببینید که نسل جوان چطور ایشان را مورد ستایش قرار دارند.

این اقدام یک نتیجه واحد به ما می دهد که اگر شاهزاده رضا پهلوی خط و مشی رضا شاه بزرگ را با قدرت بیشتری دنبال کند و آن اقتدار و پاسخگویی را همیشه و در همه حال حفظ کند  نسل جوان جلوتر از ایشان تمام جاده های رسیدن به پیروزی را صاف خواهند کرد. اقتدار و شجاعت گزینه های اصلی رهبری است که امیدوارم شاهزاده این راه را ادامه دهند.

خط و مشی رضا شاه بزرگ باید سرلوحه زندگی همه ما باشد . مشکل ما از انجا اغاز شد که به پدر خود یعنی رضا شاه احترام نگذاشتیم . از ترک ها بیاموزیم که چطور اتاتورک و راهش را و ارمان هایش رو مورد احترام قرار می دهند. زمانی ما پیروز خواهیم شد که راه رضا شاه را راه خود و ارمانش را ارمان خود و ایشان را پدر خود بدانیم.


غلامرضا خسروی زندانی سیاسی اعدام شد ، ننگ دیگر بر پیشانی دولت حسن روحانی جنایت کار

غلامرضا خسروی به اتهام هواداری سازمان مجاهدین در روز تولد امام حسین اعدام شد . 

ننگ بر جمهوری اسلامی ، ننگ بر اسهال طلبان و اصول گرایان . زنده باد براندازی کلیت و تمامیت جمهوری اسلامی . رژیمی که در روز تولد امام شان خون می ریزد 


#IranHumanRights

آیا رضا شاه در کشف حجاب زورگویی کرد ؟

در روز کشف حجاب رضا شاه بر خلاف آخوندها که برای مردم فتوا می دهند و خود اجرا نمی کنند اول از همه همسر و دختران خود را سر برهنه در جامعه ظاهر کرد،و به نقل از سلیمان بهبودی پیشکار رضا شاه به پسرش می گوید :امروز من میخواهم زیر گل بروم از بی غیرتی که زن و دخترم جلوی مردان غریبه سر برهنه هستند ولی چه کنم بخاطر آینده ایران مجبورم .
رضا شاه هم در همان جامعه اسیر اژدها 1400 ساله مذهب متولد و پرورش یافته بود و طبیعی بود که او هم مثل بقیه اسیر تعصبات باشد و خصوصا کسی مانند او که بسیار قوی اندام و با ابهت بود و قبل از سمت های ارتشی و حکومتی اش هم برای خود اسم و رسم داشت و همه گردن کلفت ها و اراذل و اوباش از او حساب می بردند و با یک نگاهش دیگران سنگ می شدند ، حالا همچین کسی بخاطر وطنش از تعصباتش میگذرد و این سخت ترین قسمت کار بود .
او حتی میتوانست این کار را گردن مردم عادی ،یا کارمندان یا وزرا یا افسران ارتش بگذارد اما او زور گو نبود و تاوان تصمیم درستش را خودش داد و اول زن ودختران خود را بیحجاب و در دید مردم ظاهر کرد.

با تشکر از محمود رضا عهدیان بخاطر کامنت زیبا ، با کمی ویرایش انتشار دادم


رضا شاه این نوع لباس را  که مایه شرمساری ایران و ایرانی است از زنان گرفت


و این تیپ متعارف ، سنگین و زیبا را به زنان ایران داد .


 حال آن احمق هایی که به این لخت شدن میگویند باید در سلامت عقل آنها شک کرد .

راه حل صد در صدی برای جلوگیری از هک فیس بوک توسط مزدوران جمهوری اسلامی +فیلم

امروزه فیس بوک یکی از وسایل ارتباطی است . در این سالها رژیم جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را برای مسدود کردن فیس بوک و همچنین هک  کردن مخالفین نظام و ازادی خواهان و وطن پرستان انجام داده است. ما در این اموزش به صورت نوشتاری و هم به صورت فیلم و عکس به شما اموزش میدهیم که چگونه فیس بوک خود را صد در صد امن کنید .

1- ابتدا باید شماره موبایل خود را در فیس بوک ثبت کنید برای این کار طبق عکس ها عمل کنید :  ابتدا به منوی تنظیمات بروید

سپس بر روی وارد کردن تلفن کلیک کنید :

2- حال شماره تلفن را وارد کرده و کد تاییدی که فیس بوک برای ما می فرستد را وارد می کنیم :
3-اکنون به گزینه امنیت یا همان security می رویم  و مطابق تیک روی گزینه Login approvals کلیک میکنیم :
4-طبق تصویر حتما فلاش 1 تیک داشته باشد و طبق فلاش 2 کدهایی که فیس بوک به ما می دهد را پرینت بگیریم و یادداشت کنیم که اگر گوشی موبایلمان گم شد با این کدها بتوانیم ورود کنیم

حال به محض ورود به فیس بوک ما از کامپیوتری دیگر به جز کامپیوتر خودمان از انها کد امنیتی میخواهد . کد امنیتی فقط بر روی گوشی ما ارسال می شود. با این کار ما فیس بوک را در مقابل هک صد در صد امن کرده ایم


5-دوستان داخل ایران توجه کنند که شماره موبایلشان در داخل فیس بوک مخفی باشد. برای این کار طبق شکل زیر به قسمت درباره پروفایل خودتان بروید و شماره را مخفی کنید :

فیلم این آموزش را از اینجا ببینید و با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

‎‎نگاشت‎ by ‎مبارز نستوه‎.‎

دلواپسان اپوزسیون

اپوزسیون ما هم به مانند جمهوری اسلامی دسته ای دارد به اسم دلواپسان . این دلواپسان دلواپس مسائل مختلفی هستند.چون عملا این دسته دلواپس توان هیچ کاری را ندارند فقط دلواپسی خود را نسبت به مسائل دیگر عنوان می کنند
اپوزسیون ما هم به مانند جمهوری اسلامی دسته ای دارد به اسم دلواپسان . این دلواپسان دلواپس مسائل مختلفی هستند. به عنوان مثال در همین چند روز اخیر می بینیم که وقتی صفحه آزادی های یواشکی راه اندازی شد عده ای را افتادند و با دلواپسی هر چه تمام تر گفتند که نه ما آزادی یواشکی نمی خواهیم ما آزادی حقیقی می خواهیم. خب این حرفها از کجا می آمد . مثلا از یک پروفایل فیس بوکی که اسمش کوروش آریایی و فاقد عکس بود و در سواحل هانتینون بیچ کالیفرنیا نشسته و از ترس اینکه خدای ناکرده توسط جمهوری اسلامی ترور نشود از به کار بردن عکس و اسم حقیقی خود داری می کند. یا از فلان یا اقا یا خانم مسن که آردهای خود را بیخته و الکهای خود را آویزان کرده اند و نه شناختی از ایران و مسائل ایران دارند و نه به فعالیت مبارزان ایران ارج می نهند. حال این دلواپسین بیرون گود نشسته بی نام مجهول الهویه می آیند و به دختری که با شجاعت تمام در کنار ماشین گشت ارشاد ایستاده و خطر هر گونه شکنجه ، زندان ، تجاوز و بدنامی را به جان خریده و شجاعانه عکمس خود را منتشر کرده است ایراد می گیرد که ای ترسو تو باید آزادی غیر یواشکی داشته باشی ، چه معنی دارد که یواشکی در کنار این ماشین عکس گرفته ای ! این صحبت ها که اکثرا همه اشان به دلیل شکم سیری هست تنها از این افراد سطحی بیرون می آید . جالب تر اینجاست که اگر همان دختر خواست اقدام غیر یواشکی انجام دهد و به علت این غیر یواشکی به زندان افتاد این گروه دلواپسان اپوزسیون هیچ کدام دست در جیب نمی کنند که خانواده این فرد و افراد دیگر را یاری دهند که چه بسا اگر ای کار را می کردند امروز شاهد این بودیم که بسیارانی حاضر بودند برای رسیدن به آزادی هزینه های بیشتری بدهند و از جان و جهان خود بگذرند. دلواپسان اپوزسیون معمولا انسانهایی درشت گو ولی میان تهی هستند. فعالیت عملی آنها در حد صفر ولی میزان حرف زدن آنها بسیار است. آنها بیشتر اکسیژن سوزانده و دی اکسید کربن پس می دهند. شاید خیال کنید که این متن را یک اصلاح طلب یا یک نفر که با این دلواپسین دشمنی دارد نوشته است . نه. این متن من مبارز نستوه (مهدی میرقادری) است که سالها فعال سیاسی و هوادار پادشاهی بوده و هستم . ولی یک مبارز سیاسی و یک آزادی خواه اگر حرکت درستی را ببینید باید با آن هم سو شود. صرف نشستن و اکسیژن سوازندن ودی اکسید کربن پس دادن و داشتن حب و بغض که بله این حرکت را خانم اکس و اقای ایگرگ کرد و چرا ما نکردیم اسمش نه مبارزه سیاسی بلکه لمپن بازی سیاسی است. حرف درست و حرکت درست از زبان و عمل هر کس بیرون آید پسندیده است. از همین تریبون به دلواپسین عزیز توصیه میکنم که مبارزات ملت ایران از کوچکترین حرکتها تا بزرگترین حرکتها را قدر نهاده و احترام گذارند و اگر احترام نمی گذارند خودشان حرکت موثر تر و بزرگتری نشان دهند که ما به آن احترام گذاریم . با سپاس

با سپاس از رادیو شهروند برای انتشار  مقاله : 
http://www.radioshahrvand.com/political-articles/5712-delvapasan.html

به یاد مجید کاووسی فر دلاور و قهرمان ملی کشورمان

این فیلم رو ساختم و تقدیم میکنم به روح پاک و دلاور مجید کاووسی فر



مجید کاووسی فر دلاور شجاع و قهرمان ملی کشورمان در تاریخ 11 مرداد 1384 قاضی جنایت کار و فاسد رژیم آخوندی قاضی مقدس را ترور کرد. وی هشت ماه پس از کشتن قاضی مقدس به سفارت آمریکا در ابوضبی پناهنده شد که سفارت وی را تحویل پلیس امارات داد ! 

مجید در آخرین گفتگو اظهار پشیمانی نکرده اعلام داشته است: «من به درجه‌ای از فهم و شعور رسیده‌ام و با برادرزاده‌ام حسین هم قسم شدم ریشه ظلم را خشک کنیم»

مجید قبل از اعدام لبخند به لب داشت و لحظاتی قبل از اعدام، با دست بسته، برای مردم دست تکان داد. آخرین کلمات او این فریاد بود که؛ مرد می‌میرم

تهیه کننده : مبارز نستوه

تفاوت مبارزه هدف دار با مبارزه بدون هدف (نمودار)

 مبارزه هدف دار با پروژه آغاز می شود. هر پروژه زمان مشخص برای اجرا ، میزان بر آورد مالی و سرمایه انسانی برای اجرا و زمان پایان و همچنین نتیجه را دارد.
فرق مبارزه هدف دار با مبارز بی هدف در این چهار اصل است:
1-شروع پروژه مبارزاتی
 2-برآورد زمان اجرا ، هزینه مالی و انسانی برای اجرا
3-انجام پروژه
4-اتمام پروژه و موفقیت
 
پروژه های احساسی یا بدون هدف معمولا بخش یا تمامی از این چها رکن را ندارند.