اندر باب مبارز نستوه

مبارز نستوه (مهدی میرقادری) وبلاگ نویس ، فعال سیاسی به ویژه در حوزه سایبری و هوادار سامانه پادشاهی


آوردن معتاد کارتن خواب به برنامه تلوزیونی و دریغ از یک لیوان آب جلوی او

در یکی از برنامه های تلوزیونی که در شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و اختصاص به معتادین کارتن خواب داشت از یک معتاد کارتن خواب به همراه یک نفر از مسئولین نیروی انتظامی و یک نفر از سازمان بهزیستی حضور داشتند.

این برنامه اختصاص به بررسی پدیده معتادین خیابانی داشت و من به برنامه کاری ندارم چون می توانید در لینک زیر ببینید و خود قضاوت کنید.

ولی این افراد که مدعی هستند که حکومت ما عدل علی هست و ما تبعیض نداریم از گذاشتن یک لیوان آب به جلوی آن معتاد هم جلوگیری کردند. نگاههای از بالا به پایین به این معتاد خیابانی نیز خود یک نمونه تبعیض بود .
دریغ از یک لیوان آب در صدا و سیمای جمهوری اسلام

در عکس بالا به وضوح می بینید که جلوی دو میهمان دیگر و مجری برنامه لیوان آب هست ولی جلوی این بنده خدا حتی یک لیوان آب نگذاشتند.


بهترین صحبت را هم همین معتاد کرد که گفت : بسیاری از ما مجرم نیستیم ، ما دزد نیستیم ، ما کار می کنیم ، من ضایعات جمع می کنم .

و دستهای پینه بسته خودش را نشان داد.

آری هموطن ، میلیاردها دلار از پول نفت ملت ایران که سهم این معتاد و هزاران نفر از ملت ایران است را آخوندها در ایران میخورند و آقازاده هایشان در خارج برای خود کاخ و آپارتمان دارند و بعد حتی از گذاشتن یک لیوان آب جلوی این هموطن ایرانی جلوگیری می کنند.

از آن طرف آن مامور پلیس میگوید حضرت آغا یک بیانیه 11 بندی داده است که 50% آن اجرا شود تمام است ، خب اگر این آغا اینقدر توان مدیریتی ندارد که دستور العمل های ابلاغی خود را اجرا کند برای چه به پست رهبری تکیه زده است  و پایین نمی آید؟

باری این هموطنی که با جمع کردن ضایعات امرار معاش می کنی. مبارزه ما برای توست ، برای این هست که حداقل استاندارهای یک زندگی شرافتمند را داشته باشی ، برای اینکه بتوانی به نزد خانواده ات بازگردی . برای نان و مسکن و آزادی است زیرا بدون این سه یک انسان تعریف نمی شود .

فیلم این مصاحبه را در زیر ببینید :
video

سیاست ترکیه در باز گذاشتن درب خروجی برای پناهنده ها چه بود ؟

چند روزی است خبرهایی در باب خروج پناهنده های سوری و حتی ایرانی و عراقی و افغانی از ترکیه به صورت دسته ، دسته و گروهی می شنوید و می بینید. در بین ایرانیان بسیار افرادی بودند که حتی قبولی یو ان داشتند ولی چون معمولا در جامعه ایرانی اگر مساله ای رواج یافت همه به دنبال آن می دوند بسیاری از ایرانیان خانه و زندگی خود را در ترکیه رها کرده و به همراه سوری ها به سمت یونان راه افتادند.
سیاست ترکیه

اما سیاست دولت ترکیه در این باب چه بود و چرا ترکیه مرزهای خود را باز گذاشت تا پناهنده ها از این کشور به سمت اروپا بروند ؟ در این چند ماه اخیر به خصوص بعد از انتخابات ترکیه و شروع حملات گروه پ ک ک ترکیه با معضل جدیدی رو به رو شد و آن هم حمایت غرب به خصوص آلمان از گروههای کرد و پ ک ک بود . ترکیه در این مدت با سعه صدر پذیرای بیش از 1.5 میلیون پناهنده سوری بوده است . به باور بسیاری پناهنده های سوری امکانات زیادتری از پناهنده ایرانی دارند . مثلا پناهنده های سوری امضا ندارند ، به هر جای ترکیه به راحتی می توانند بروند ، حتی عده ای بودند که به سوریه رفته و باز می گشتند ! همچنین سوری ها حقوقی ماهیانه اما اندک نیز از دولت دریافت می کردند.
حال ترکیه برای انتقام از غرب درب های خود را بازگذاشت تا پناهندگان سوری به سمت غرب حرکت کنند و به آنها بفهماند که اداره کردن بیش از 1.5 میلیون سوری در خاک خود کار هرکسی نیست و در مقابل این لطف شما از پ ک ک حمایت کردید ما نیز درهای خود را بازگذاشته تا همین پناهندگان به سمت غرب بیایند و معضلات خاص خود را به همراه بیاورند.
ایرانیان عزیز نیز که همیشه برای جستجوی زندگی بهتر قاره ها را کاوش می کنند در این خیل آوره گان سوری افتاده و به سمت غرب حرکت کرده اند. تنها خرجی که این سفر دارد خرید قایقی بادی به قیمت 2000 لیر چیزی معادل 700 دلار و انداختن به آب و حرکت به سمت جزایر یونان است !
این است حکایت اصلی ماجرای پناهندگان و حرکت به سمت غرب

ورود تعداد پناهجویان به یونان از ترکیه نسبت به سال پیش 750% رشد کرده است

امسال ورود پناهجو به یونان نسبت به سال پیش 750% افزایش یافته. بله درست شنیدید 750% . این نشانه چیست ؟

1-وقتی که غرب خواستار این هست که جنگ در سوریه باقی بمونه و مردم بی گناه کشته بشن و پشت سر دیکتاتور سوریه ایستاده
2-وقتی که مدام با جمهوری اسلامی در حال سازش هست و کاری به حقوق بشر در ایران نداره و وضع اقتصادی فجیع ایران رو فرا گرفته
هجوم پناهجویان
3- وقتی که ویروس اسلام در افغانستان و پاکستان پخش هست و بجای درمان این ویروس اوباما به اسلام گرایی بیشتر در این مناطق کمک می کنه
4-وقتی که به فریاد های ملت عراق برای خواست سکولاریسم و یک دولت نه سنی و نه شیعه پاسخ داده نمیشه و برای حفظ منافع خود ترجیه به ماندن داعش و ریختن خون مردم عراق هست .

البته دلیل دیگری که بسیاری از این پناهنده ها از ترکیه به سمت یونان حمله ور شده اند ساز و کار سازمان ملل است که به دلیل تعداد زیاد پناهجو توان پاسخ دهی برای این تعداد پناهنده را ندارند و به علت رویای اروپایی و امریکایی هر چه سریعتر میخواهند از ترکیه بروند . اکنون هر کیس در سازمان ملل با تاریخ های کنونی بیش از 5 سال باید در ترکیه بماند تا شاید موفق به گرفتن جواب شود.

همه اینها به یک سو ، تولید مثلی هم که در خاورمیانه به ویژه در بین اعراب صورت می گیرد دیگر مزید بر علت شده است. من خود در پلیس پیرمردی  سوریه ای را دیدم که 49 بچه داشت و افسر ترک میگفت : دیگه بگو 50 تا دیگه بگو 50 تا .

گاهی اوقات حقوق بشر فدای حقوق بشر می شود. عده ای در خانه های گرم خود نشسته اند و فقط شعار حقوق بشری می دهند ، با حقوق بشر نان میخورند ، با حقوق بشر امورات می گذارند ولی هر جا اقدامی واقعی جهت نجات مردم می خواهد صورت بگیرد یا ببینند منافع دیکتاتور ها به خطر می افتد همین ها اول صف ایستاده اند. بله چون نان دادنی این ها به ماندن دیکتاتورهاست و گرنه چه کسی باشد از دکان  حقوق بشری اشان متاعی بخرد .



اگر من نوعی توان و نیروی اجرایی داشتم در درجه اول تعداد زیادی از کسانی که توانایی نگهداری از بچه ندارند را عقیم می کردم تا بچه بیشتر تولید نکنند ، تمام دیکتاتورها منطقه را از دم تیغ می گذارندم و بساط دولت های دینی را از این منطقه بر میچیدم و با ایجاد حکومت های سکولار و تابع اصول اولیه انسانی نظمی ایجاد میکردم حال بروند حقوق بشری ها سینه بزنند که حقوق بشر را نباید زیر پا بگذاری چون دکان ما تخته می شود و چه زیباست آن روز که تمام این دکان ها تخته شوند و مردم منطقه یک زندگی طبیعی و بدون دغدغه داشته باشند.


جهان آزاد به یک رهبر جهانی احتیاج دارد

کشورهای تروریست پرور منطقه علت تروریست پروری اشان را به وجود هم نسبت می دهند . عربستان طالبان و گروههای سلفی تند رو را به وجود می آورد و می گوید برای جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی هم حزب الله و دیگر گروههای شیعه می گوید برای مقابله با عربستان و سنی هاست.

عده ای از ایرانیان خرد باخته هم در این راه دنباله رو ماتحت به اصطلاح تروریست های دیگر شده اند تا از تروریستهای خودی رها شوند. به باور من دنیا به یک رهبر سکولار و قاطع که برآمده از خواست ملتی بزرگ باشد نیاز دارد .رهبری که جنگ زرگری ادیان برایش مهم نباشد ، در دنیا روی خوش به هیچ تروریستی نشان ندهد و خواستار اجرای حقوق بشر در کلیه کشورها باشد .


حال عده ای هم دوان دوان می آیند و می گویند ما نیازی ندارد کسی برایمان تصمیم بگیرد ، سرنوشت خودمان را خودمان تعیین می کنیم .جالب هست که این سرنوشت تعیین کن ها که بعضا از بالای "تپه های بورلیو هیلز" تز های خود را صادر می کنند و حتی از بالای آن تپه ها یکبار هم پایین نیامده و یک " ناله شب گیر " هم در باب آزادی و سر نداده اند و حتی ذرته المثقالی هم در باب آزادی ملت ایران تلاشی نکرده اند فقط در امر تز های شکم سیرانه تبحر خاص دارند و  آخر سر هم دوان دوان می دوند و رای خود را به حزب دموکرات می دهند در حالی که شعار می دهند اینها هیچ فرقی با هم ندارند. یکی نیست از این تپه نشینان  بپرسد ، خب اگر اینها با هم فرفی ندارند چرا این چنین با عجله رای ها خود را به حزبی دادید که خیانت بزرگ به شاه کرد. مگر شماها نیستید که آه و زاری از خیانت به شاه توسط کارتر سر میدهید ولی در عمل  از بالای تپه ها به همان خائنان رای می دهید.

این سرنوشت تعیین کنهای تپه نشین نه خبر از نان شب کودک تهرانی دارند و نه خبر از فروش قرنیه در مشهد  و کلیه در شیراز. شاید هم داشته باشند ولی چون بسیار امریکایی شده اند شانه های خود را به بالا انداخته ، یا دو سه چوس ناله هم سر میدهند ولی حتی حاضر نیستند دست در جیب خود کرده و یکی از این خانواده های درون کشور را یاری کنند. و چه زیبا گفت آنکس که گفت دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.

حال چون بسیار به تپه های بورلیو هیلز پرداختیم و شاید دیگر سرنوشت تعیین کن های تورنتو و لندن و ملبورن و سیدنی و هامبورگ و کلن  و استکهلم ناراحت شوند از این تپه ها گذر می کنیم و به سراغ دیگران می رویم چون سرنوشت تعیین کن ها به تپه ها ختم نمی شوند و در همه جای دنیا پراکنده اند.


عده دیگری که مخالف یک رهبری جهانی برای سکولاریسم و دموکراسی و حقوق بشر در کشورها هستند ، جیره و مواجب بگیران رژیم آخوندی در داخل و خارج اند. آنها که ترس این را دارند که  مبادا دکانهایشان تخته شود ، مبادا این گاو شیرده ای به اسم ایران از دست برود و دیگر دلار نفتی ای نباشد که ما و اقازاده هایمان در داخل برج  و کاخ بسازیم و پورش و لامبورگینی سوار شویم و با همان لامبورگینی به درک برویم و  در خارج در استخرهای دبی و آنتالیا و آلانیا بلولیم و بلیسیم و بمالیم و بلاسیم .مبادا که پولی نباشد تا باقر یک میلیون پوندی را در انگلیس پس بیاندازیم ، مبادا پولی نباشد که مهدی هاشمی با مدرک سیکل از دانشگاه اکسفورد دکتری بخرد ، مبادا این پولها از دست رود که ما در ایران 100 عصا و پیپ و اسب و کاخ داشته باشیم ، پس نوکران و جیره و مواجب بگیرانمان را به فضای مجازی و تلوزیون ها میفرستیم و نسبت به سرنوشتشان که می خواهد به دست دیگران بیافتد هشدار می دهیم و می گوییم که بله ما برویم اجنبی است که سوار سرتان خواهد شد ، مقداری هم چاشنی اسلام ناب محمدی را اضافه می کنیم و هر 4 سال نیز چند نیروی خودی را به بالا میفرستیم تا سیرکی به اسم انتخابات برگزار کنند و چند شعارکی هم بدهند و مردم را به چس مثقال آزادی راضی کنند و سپس همان آزادی را هم نمی دهیم و می گوییم یا تدارک چی هستیم یا در توان دولت که نیست که این آزادی ها را بدهد. و چه آسان است ترساندن از دشمن خارجی و حکومت بر مشتی انسان که دستشان به جایی بند نیست .

باری با یک رهبری جهانی دکان گروه دوم نیز به سختی بسته خواهد شد و این زالوهایی که 36 سال خون ملت را مکیده اند بلاخره از بدنه ملت کنده می شوند و خونی تازه به رگهای جامعه تزریق می شود . فقر ها و فساد ها از میان خواهد رفت ، دربهای دنیا به رویمان باز می شود و ما یک زندگی انسانی را به یک زیست حیوانی پیدا می کنیم .

ولی باید گفت مبادا در این راه اشتباه رویم ، اشتباه اساسی می تواند اشتباه گرفتن منجی نجات باشد . دیدم که عده ای به عربستان سعودی و آل سعود آویزان هستند ، عده ای از قطر پول میگرند و عده ای نیز به قبله مسکو نماز می خوانند. باید به این افراد گفت که خود این ناجیان که دلارهای شما را تامین میکنند با مردم خود چه ها کرده اند ؟ با دنیا چه ها کرده اند ؟ آیا اینها بر آمده از یک تفکر سکولار و اجرای حقوق بشر هستند یا جانیانی هستند که با جانیان داخلی تفاوت چندانی ندارند .

اگر ما بارها کوروش رو مثال میزنیم و به به و چه چه می کنیم که بله کوروش کشورها را از  یوق ستمگران زمان خود آزاد می کرد و این کار را محترم می شماریم پس لابد آزاد سازی کشورها از حاکمان ستمگر کاری پسندیده است .

حال شما دو گروه سرنوشت تعیین کن ها بیایید و برای دکان های خود ناله سر دهید ولی تفکر ملت ها در حال تغییر هست ، بسیاری به این نتیجه رسیده اند که این زالوی خون آشام به اسم جمهوری اسلامی باید در کلیت ، تمامیت و موجودیت خود از بین برود .مرثیه سرایی های شمایی که نه نان شب کارگر را می دانید چه هست ، نه می دانید آن کسی که قرنیه چشمش را میفروشد به چه درجه ای رسیده است و نه می دانید آن زنی که تنش را می فروشد به کجا رسیده است که این کار را انجام می دهد . شما در برابر این خواست محکوم به فنا هستید . شما در برابر خواست یک رهبری جهانی برای سکولار دموکراسی و حقوق بشر در کشورمان و سایر کشورها محکوم به نابودی هستید . آن روز فرا می رسد و آن روز چندان دور نیست


خبر سرطان طولانی مدت جیمی کارتر موجی از شادی در بین ایرانیان ایجاد کرد

خبر سرطان جیمی کارتر 90 ساله موجی از شادی در بین ایرانیان و میهن پرستان به راه انداخته است. گرچه خبر مرگ یا بیماری کسی نمی توان خوشحال بود اما میزان جنایتی و خیانتی که جیمی کارتر در حق مردم ایران در سال 1357 انجام داده است و از پشت خنجر بر پیکر شاهنشاه آریامهر وارد کرده باعث شده ایرانیان در فضای مجازی از شنیدن خبر سرطان گرفتن او ابراز شادی کنند. 

دسته ای از این واکنش ها را می توانید در عکس های زیر ببینید که فقط مشتی نمونه خروار است : 
جیمی کفتار
جیمی کارتر باعث شورش 57
پیام های کاربران در باب سرطان جیمی کارتر
پیام های مخاطبین صفحه مبارز نستوه در باب سرطان جیمی کارتر
جیمی کارتر و سرطان
خبر سرطان جیمی کارتر

وقتی به تاریخ نیک بنگریم تمام کسانی که با شاهنشاه اریامهر دشمن بودند و علیه این مرد بزرگ توطئه کردند به نحو فجیعی از این دنیا رفتند . از صادق خلخالی و بسیاری از شورشیان 57 بگیرید تا قذافی و صدام و در همین اخر جیمی کارتر 

این است انتقام نیروی طبیعت از کسانی که یک ملت را آواره و بیچاره و بدبخت کردند

مراسم سالگرد جانباختن سید جمال حسینی -نوشهیر ترکیه

mehdi mirghaderi
,مراسم سالگرد جانباختن سید جمال حسینی . در این مراسم خانم محبوبه حسین پور شعری را در باب خانواده های جانباختگان راه آزادی سرودند. در همین باب با حضور بر مزار این عزیز از دست رفته کلیپی کوتاه از این مراسم ساختم که در لینک زیر می توانید آن را ببینید : 

روایت یکی از شاهدان عینی از دستگیری معلمان در سه فصل


فصل اول دستگیری

 ما وقتی به بهارستان رسیدیم ازده گذشته بود ومن همش به همراهم غر می زدم که دیررسیدم داخل سالن مترو به یکی از دوستانم زنگ زدم گفت اوضاع خوب نیست خیلی ها را گرفتند
ما وارد پیاده رو شدیم دیدیم مقابل مجلس کنده شده وای تجمع نیست گفتم برویم پایین تر شاید جای دیگری تحصن برگزار می شود .وقتی به مقابل پمپ بنزین رسیدیم تعدادی از همکاران را دیدیم که با نیروهای امنیتی درحال بحث بودند .نیروها ی لباس شخصی می خواستند یک همکار خانم را ببرند که با ممانعت بقیه روبرو شدند تعدادهمکاران داشت زیاد می شد ماهم به آنها پیوستیم بعد از مدتی شخصی گفت بروید مقابل مجلس نماینده ای می خواهد با شم صحبت کند .ماهم باهمین منظور به سمت مجلس حرکت کردیم مقابل مجلس دولنگ خودرا به نشانه ی پیروزی وحق تجمع بالا برده بودیم که یک آقای هیکلی کلاه دار ازراه رسید وفریاد زد محاصریشان کنید وهمه را بگیرید .تعدادی از همکاران فرارکردند ولی عده ای هم مثل ما میان گروهی امنیتی ولباس شخصی گیر افتادیم .همراه مرا کشیدند که ببرند ومن خواستم که نگذارم ام درعرض چند دقیقه درحالی که فریاد می زدم بی غیرت ها چادرم را چرا کشیدید واز سرم برداشتید .نامردها مگر ما چه کرده ایم داخل یک ماشین ون هول داده شدم پشت سرم دو همکار دیگر یک عابر خانم هم به داخل و پرتاب شدند .یکی از همکاران مانند من مقنعه نداشت وشال سر کرده بود داشته عکس می گرفته که گرفته بودند آنقدر کیفش را کشیدند وتوی سرش زدند تا دسته کیف پاره شد تلفن همراه اورا گرفتند هر چقدر دادزد گوشی وسیله ی شخصی است.ونباید گوشیم را چک کنید فقط توهین شنید خانم عابر هم مرتب گریه می کرد. ومی گفت من را چرا گرفتید من که معلم نیستم مارا دور شهر تهران گرداندند تا به پاسگاه وزرا بردند

فصل دوم انتظار
مارابه داخل پاسگاه بردند کلی ماشین وموتور در حیاط آنجا پارک شده بود ما خانم ها را جدا کردند وگوشی هایمان را گرفتند وبا لحنی توهین آمیز مارا به یک اتاق بردند که روی آن نوشته بود اتاق گشت کنار این اتاق یک سالن بزرگ قرار داشت که پر بود از همکاران آقا
مارا داخل یک اتاق نسبتاًکوچک جادادند وبه اعتراض های برخی از همکاران هم با خشونت کلامی جواب دادند .جالب بود همکاران خانم از خیلی از شهرها آمده بودند شیراز ،اصفهان،دلیجان،ماهشهر،کرج،تهران ومشهدمقدس چقدر شرمنده می شوی وقتی می بینی از این شهرهای دور به تهران آمده اند وبه جای مهمان نوازی دستگیر شده اند
یک همکار بازنشسته ی تهرانی که از همه ما بزرگتر بود را مورد ضرب وشتم قرار داده بودند
همکار دیگری فرزند خردسالش را گم کرده بود وآن قدر گریه کرده بود که چشمانش خون افتاده بود آنقدر مظلوم بود که نمی توانست صدایش را بلند کند با سر وصدا ما اجازه دادند که به خانه اش زنگ بزند وقتی آمد گفت کسی شماره پدرش را که رقم رقم می دانسته برایش گرفته واورا به پدرش رسانده است
مارا به نوبت ازمیان آقایان رد می کردند ومی بردند دفتر ریاست تا یک زنگ یک دقیقه ای بزنیم
چندین بارهمکاران با ماموران داخل اتاق بحث کردند مثلاً چرا وقتی چایی دادند عکس وفیلم گرفتند .یا آب میوه وکیک آودند وقتی فیلمگرفتند هیچکس نخورد .می گفتند ما تاکنون باچنین متهمانی برخورد نکرده بودیم.یکی از ماموران حتی اظهار شرمسارم کرده بود و به مافوقش گفته بود که دیگر روی آنرا ندارد به تذکر دهد پس کی این قضیه تمام می شود
یکی از همکاران خیلی حالش بد شد تا جایی که اورژانس خبر کردند ماموران اورژانس وقتی دانستند که ما معلم هستیم بدون هیچ ترسی به این امر اعتراض کردند وقتی یکی گفت یعنی چی خانم معلم ها را گرفتند اگر می خواهید همه ی شما خانم ها را با خود ببریم .من نامه اش را آماده کنم همگی تشکر کردیم هنوز حال دوستمان خوب نشده بود ماموران اورژانس را بیرون کردند البته آنها همکار بازنشسته را هم که مورد ضرب وشتم قرار گرفته بود رسیدگی کردند

فصل سوم بی قراری
ساعت به سه بعد از ظهر رسیده بود آزادی خبری نبود غذا آوردند آنهم چه غذایی.صدای کف زدن وسعت زدن همکاران آقا که غذاها را پس داده بودند مارا هم دلگرم کرد تعداد زیادی غذا نخوردیم .
دیگر نگران خانواده های خود بودیم من که تا ساعت پنج می گفتم ومی خندیدم با گفته ی یکی از ماموران که شما امشب اینجا هستید دلم آشوب شد آخر پس چهارساله ام بدون من نمی خوابید وبه عنوان یک مادر دلم آرام نمی گرفت از هر دری صحبت می کردیم از مسائل کاری عرفانی خاطرات مدرسه علم وفلسفه خلاصه دیگر طاقتمان طاق شده بود وفقط می گفتند که مسئول پرونده ی شما نیامده است با وضع فلاکت باری وضو گرفتیم ویکی یکی نمازمان را بین صندلیهارویشال یکی ازهمکاران خواندیم
سروصدایی شد آقای دادستان بهمراهی چند نفر به اتاق ما آمد اول توپش پر بود فکر می کرد اگر باتحکم صحبت کند ما عقب خواهیم نشست اول پرسید همگی معلمید؟
 گفتیم بله
اهل کدام شهرهستید؟
تک تک شهر خود را گفتیم
چرا مقابل مجلس آمده بودید؟
چون قصد تجمع واطلاع رسانی به نمایندگان خودرا داشتیم از همکاران دربند خود خواستیم حمایت کنیم
گفت تجمع شما غیر قانونی بوده است
من گفتم چرا مگر اصل 27 قانون اساسی اینگونه تجمعات را قانونی ندانسته است
گفت بیش از سه نفر باید مجوز وزارت کشور بگیرند .گفتم مگر حکومت نظامی هست که بیش از سه نفر مجوز بخواهد
گفت خانم برای چی شما شرکت می کنید مگر وظیفه شوهر شمانیست که نفقه ی شما را بدهد پس چرا به حقوق خود اعتراض دارید
یکی از همکاران گفت پس بفرمایید خانم ها مد کار کنند یکی دیگر گفت پس با این حساب برویم خانه بنشینیم شما معلم زن می خواهید چکار یکی هم گفت باشد من از اجازت کارتم را از همسر فرهنگی خود می گیرم شما مخارج زندگی اورا پرداخت می کنید .گفت مگر چقدر میگیرد مثل ما قضات پنج شش میلیون می گیرید .
گفت گوشیم را بدهید نشان شما بدهم یک فرهنگی با 23 سال سابقه یک ونیم هم نمی گیرد آنوقت می خواهید خرج پنج سر عائله را بدهد خارج مادر بیمارش را بپردازد بعد می گویید شما بنشینید خانه
سرش را به زیر انداخت همکاری که قبلا ازطرف دادستان مورد توهین قرار گرفته بود گفت مادر مدارس این مملکت با کمترین امکانات وبزرگان مشکلات فرزندان شمارا بالانس می کنیم اما شما دولت مردان تحمل کوچکترین اعتراض مارا ندارید
دادستان گفت ماجرای شما احترام قائلم ولی نباید بهانه به دست عده ای منافق بدهید منافقین که در پاریس وخارج ...نیستند درهمین تهران واطراف ما هستند شما به آنها اجازه ی جولان می دهید من گفتم ماموران شما به جای ما آنها را بگیرند ما هیچ یک به دنبال سیاست نبوده ونیست یک وپشت انقلاب ورهبری هستیم وخودرهبر حق اعتراض مارا قبول دارد
گفت تجمع راهش نیست
گفتم شما راهش را نشان دهید .شما وزیر ونماینده ورییس جمهور را به مدرسه بیاورید ما همان جا مشکلات خود را بیان کنیم
دیگر چیزی نگفت فکر کنم نتواست مقابل ما ایستادگی کند وکمتر آورد گفت شما تا چند دقیقه ی دیگر می توانید بروید مراحل قانونی را طی کنید به سلامت
گفتم همکاران آقا؟
گفت همگی شما آزادهستید

گرفتن تعهد و ندامت نامه از معلمین برای جلوگیری از تجمع برای مطالبات

طبق اخبار واصله از تجمع معلمین از همه کسانی که دیروز در تجمع بازداشت شده اند تعهد گرفته است که در تجمعات شرکت نکنند .

تصویر یکی از فرم ها به دستم رسیده است که می توانید در زیر ببینید :


جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را می کند تا شما را از انجام آن کار درستتان پشیمان کند ...حتی اگر برای نان شب اعتراضی کنید سریعا تعهد می گیرد که نه چنین اعتراضی نکنید و گرسنه بمانید .

باید پرسید چرا با 150 میلیارد دلار آزاد شده مطالبات بر حق معلمین و زحمت کشان ایران بر آورده نمی شود .

بازداشت گسترده معلمین در جلوی مجلس اولین نتیجه توافق آمریکا با جمهوری اسلامی

جمهوری جنایتکار اسلامی در این سالها به همه آزادی خواهان و حتی مردم عادی اثبات کرده است که  هر زمان در موضع قدرت قرار بگیرد و دم غرب را ببیند  پر رو تر و وقیح تر از سایر مواقع عمل می کند و در مقابل هر زمان در موضع ضعف از نظر مالی یا استراتژیکی قرار بگیرد توان مقابله با آزادی خواهان را از دست خواهد داد.

امروز 31 تیر 1394 تنها هفته ای از توافق هسته ای نگذشته که تجمع معلمین که برای حقوق اولیه خود در مقابل مجلس تجمع کرده اند با سرکوب و بازداشت گسترده توسط نیروهای امنیتی رژیم رو به رو شد . رژیم جمهوری اسلامی که حاضر نیست اندکی از 150 میلیارد دلار در آمدی که توسط آمریکا بلوکه شده بود و اکنون آزاد گشته را صرف ملت ایران و بازسازی کشور و نان شب مردم کند به صورت وقیحانه به سرکوب معلمین کشور ما می پردازد . معلمینی که تمام ما در زیر دست آنها تربیت شده ایم و باید از هر نظر تامین باشند تا بتوانند به رشد و بار آوری یک جامعه کمک کنند اکنون مجبور به چند شیفت کار کردن هستند و از حقوق اولیه خود محروم هستند.
به خاک و خون کشیدن تجمع معلمان 31 تیر 1394 در دولت حسن روحانی

حضور هزاران نیروی امنیتی و لباس شخصی در تجمع معلمان 31 تیر 1394



150 میلیارد دلار در آمد نفتی مبلغ کمی نیست . در کل دوره حکومت  شاهنشاه آریامهر از سال 32 تا 55 میزان در آمد نفتی ایران کمتر از 120 میلیارد دلار بوده است . یعنی بیش از 25 سال پول که در دوره پهلوی حاصل از در آمد نفتی  بوده است  و با همین میزان  صرف آبادی ورفاه مردم ایران شده است را یک شبه به آخوند جنایت کار داده اند و آخوند نیز حاضر نیست اندکی از این مبلغ را صرف ملت ایران کند زیرا همانطور که خامنه ای گفت جمهوری اسلامی کماکان به حمایت از تروریسم در سوریه و یمن و سایر نقاط جهان ادامه خواهد داد.

در کشور های غربی و حتی همین ترکیه بیشترین حقوق ها متعلق به پلیس و معلمین هست زیرا مستقیما با مردم و قشر آموزشی جامع در تماس هستند و باید از هر نظر تامین باشند .


باری هر زمان که دول غربی با آخوند جنایت کار سازش کرده اند نتیجه ای جز بدبختی ملت ایران و بستن دست آزادی خواهان ایران نداشته است و این هم هدیه باراک حسین اوباما به ملت ستم کشیده ایران بوده که تصمیم به سازش با این رژیم جنایت کار گرفت. اما مبارزه ما تا پیروزی و رسیدن حق همه ملت ایران ، رسیدن نان شب به معلمین ، کارگران و زحمت کشان ایران ادامه خواهد داشت 

عملکرد سیاه بخش فارسی بی بی سی ، نامه زندانیان سیاسی

بخش فارسی بی بی سی در سالهای اخیر عملکرد سیاهی داشته است. از این رسانه صدایی شنیده نمی شود جز صدای اصلاح طلبان  که در واقع بدنه نگهدارنه جمهوری اسلامی هستند یا صدای تجزیه طلبان  . 

با یک نتیجه گیری ساده می بینیم که بی بی سی فارسی آمده است تا رنج و بدبختی ملت ایران را افزایش دهد.آن روز که با شادی خمینی را آیت اله نامید و ابتدای گذاشتن آیت الهی بر روی خمینی از آنجا آغاز شد شروع بدبختی این ملت بود . 

تا قبل از بی بی سی کسی به خمینی آیت اله نگفته بود.در زمانی فعلی نیز می بینیم که این رسانه تمام قد پشت رژیم جمهوری اسلامی ایستاده است و تنها آلترناتیو این رژیم را تجزیه ایران معرفی می کند . 

در این باب فعالین و زندانیان سیاسی نامه ای تهیه کرده اند که در زیر می توانید آن را مطالعه بفرمایید : «حاکمیتِ ملیِ» ایران مطلقاً تقسیم پذیر نیست!

سینه یِ تاریخ، هدف‌گیریِ جانِ جمعیِ ملتِ ایران را کنشی نوظهور و تلاشی نواورانه نمی‌شناساند. باری، بیگانگیِ این هدف‌گیران با تاریخ، ریشه‌یِ تکرارِ بی‌پایانِ این تلاشِ ورشکسته و هماره بی پیروزی است؛ چراکه این جانِ ملی، مستقل از هر نشیب و فراز زیسته ست و نیز، می‌زید و خواهد زیست. چندی است برخی سازمان‌هایِ رسانه‌ایِ دولتی و به طورِ مشخص، رسانه یِ دولتیِ بی بی سی BBC، در ادامه یِ این کوشش هایِ ناکام، ولی مضرّ، به تلاشی سازمان یافته در جهتِ شکافتنِ تار و پودِ فرشِ هزاررنگِ کهن-کشورِ تک ملیتیِ ایران، از طریقِ تبلیغِ گسترده‌یِ پیش فرض‌هایِ به شدت ضدِّ ایران، تحریفِ تاریخ و نفرت افکنیِ قومی، مشغول‌اند. این همه درحالی است که؛ یگانگیِ ملی ایران (ایران؛ یک کشور، یک ملت)، بخش ناپذیریِ حاکمیتِ ملی ایران National Sovereignty، استقلالِ ملیِ ایران و تمامیت ارضیِ ایران، چهارچوبی است مسلم و پولادین که از پشتیبانیِ قاطع و بی‌تفسیرِ عالی‌ترین اسنادِ حقوقیِ بین المللی برخوردار ست؛ چنان که پایبندی و احترام به تمامیت ارضی و استقلالِ سیاسیِ کشورها در زمره‌یِ اصول سازمانِ ملل متحد در بندِ ۴ از ماده یِ ۲ِسندِ منشورِ مللِ متحد آمده ست؛ و یا همین سازمان در بندِ ۴ از ماده یِ ۸ ِ سندِ پیوستِ اعلامیه یِ جهانیِ حقوقِ بشر- «اعلامیه یِ مربوط به حقوقِ اشخاصِ متعلق به اقلیت هایِ ملی یا قومی، دینی و زبانی» به صراحت می‌گوید: «هیچ موردی در اعلامیه یِ حاضر نباید چنان تفسیر و تعبیر شود که "فعالیتی" مغایر با "هدف و اصولِ" سازمانِ ملل متحد، از جمله برابریِ حاکمیت، تمامیتِ ارضی و استقلالِ سیاسیِ کشورها را مجاز بداند». با این همه، بنگاهِ سخن پراکنی بریتانیا (British Broadcasting Corporation)، برایِ نمونه، یکی از برنامه‌هایِ بخشِ فارسیِ خود (پرگار) را به میدانی برایِ فعالیتِ تبلیغاتی علیهِ حیات و اصولِ ملی ایران تبدیل کرده ست. چنانکه در این برنامه به تاریخِ ۸/۴/۱۳۹۴ ، افزایشِ تنش‌هایِ هویت‌طلبانه و حقوقِ قومی [که در تغایر ست با منشورِ حقوقِ بشر و پیوست های آن که مدافعِ حقوقِ فرد-فردِ متعلق به گروه‌های قومی است، نه حقوقِ قومی]، در آذربایجان مسلم فرض شد، و چاره‌یِ آن در ایران دوستانه‌ترین! روی‌کرد، «تکه تکه کردنِ حاکمیتِ ملیِ ایران» از راهِ فدرالیزاسیون [اینجا سخن از تقسیمِ حکومت government نیست، که سخن از تکه گیِ حاکمیت sovereignty که اصلِ مشترکِ هر بیست-و-شش کشورِ فدرالِ جهان -با وجودِ همه‌یِ تفاوت هایِ ساختاری و تاریخی شان با همدگر- است]، و یا رسماً جداییِ آذربایجان به خاص، و جداییِ همه یِ اقوامِ ایران به عام، تجویز شد.
به همین مناسبت، ما شماری از دربندانِ سیاسی در ایران، خطاب به دولتِ بریتانیا، اعتراضِ شدید خود را به مجموعه اقداماتِ ایران-نابود-خواهانه‌یِ این بانیان، ابراز می نماییم و نسبت به ژرفابخشیِ روزافزونِ بدبینی و بی اعتمادیِ زبانزدِ احادِ ملت ایران به بنیادِ سیاست هایِ این دولت نسبت به خود اکیداً هشدار می دهیم. حافظه یِ تاریخیِ ملتِ ایران روزگاران را نمی فراموشد!
امضا کنندگان به ترتیب حروف :
فرید آزموده
امیر امیر قلی
سهیل بابادی
محمد حسین بروجردی
محمد جراحی
ایرج حاتمی
خالدحردانی
رسول حرداني
شاهرخ زمانی
مهدی شاندیز
سعید شیرزاد
علیرضا فراهانی
صالح کهن دل
پيروز منصوري
ميثاق يزدان نژاد
۱۶ تیر ۱۳۹۴ سیاسی ایران

تجاوز به دختر بچه 11 ساله و ترساندن ما از به یغما رفتن ناموس توسط آمریکا

حکومت جمهوری اسلامی از روز به روی کار آمدن برای ایجاد ترس در دل مردم کلید واژه "توسل ناموس " را اختراع کرد .

گروهی از این کلید واژه ها :
1- اگه بسیج نبود الان ناموس شما زیر عراقی ها بود
2- اگه سپاه قدس در عراق و سوریه میجنگه تا داعش با ناموس ما تجاوز نکنه . 
3-آمریکا حمله کنه که ناموس ما بیافته دست آمریکایی ها !
این مغلطه که یکی از اختراعات آخوندها برای افسار زدن به ملت است بسیار کاربرد دارد . حال کافی است از این افراد بپرسید که چرا در زمان شاه ناموس ما دست هیچگونه عراقی و سوری و داعشی و ... نبود خودشان را به کوری و کری میزنند و حتی شروع به فحاشی به شاهنشاه می کنند چون میدانند دقیقا روی نان دانیشان دست گذاشته ایم.
و جالبتر آنکه دقیقا همین موقع از این مغلطه ناموس استفاده میکنند که ناموس 70 میلیون ایرانی توسط حکومت آخوندی ، دست پرودگان و تربیت شدگانش مورد تجاوز قرار گرفته است و می گیرد و تا زمانی که آخوند نیز باشد خواهد گرفت. کافی است در شهر چرخی بزنید و از مردم بشنوید چیزهایی را که باید بشنوید و ببینید چیزهایی را که باید ببینید

حال خبری را شنیدیم که به جرات می توانم بگویم که در ایران آفت زده آخوندی این مساله هزاران بار تکرار می شود و آنهم مساله تجاوز است و اینبار تجاوز به  دختر بچه 11 ساله روی پل عابر پیاده است . 

در ابتدا گروهی به کسی که فیلم برداری کرده و فیلم را انتشار داده است حمله کرده اند .باید گفت که یک عکس سرنوشت جنگ ویتنام را تغییر داد ، شاید جایی انسان توانایی مقابله و زور آزمایی مستقیم را ندارد ولی با پرده برداری از یک جنایت ، باعث جلوگری از جنایات دیگر می شود. 
تجاوز

دومین مورد این هست که عده ای از نوکران  و مزدوران حلقه به گوش حکومتی آخوندی در داخل و خارج سالهاست در گوش مردم ما خوانده اند آمریکا به ایران حمله کند "ناموس " ما به زیر دست سربازان آمریکایی می افتد و با توسل به مغلطه ناموس قصد ماندگاری جمهوری اسلامی را  دارند ،  همانگونه که با توسل به اینکه "آخوند برود" ایران تجزیه می شود ، "آخوند برود" بدتر از آنها سر کار می آید و دیگر محملات از این دست نیز کلیه جتایات رژیم را سرپوش گذاشته و نه تلاشی برای رهایی مردم کرده و فقط در تلاش برای استحکام پایه های رژیم آخوندی هستند.

کاری که رژیم جمهوری اسلامی و تربیت شدگان توسط سیستم آموزشی و مذهبی جمهوری اسلامی و فقر و بدبختی که ببار آورده است  کرده  موجب این شده است که روزانه هزاران نفر از مردم ایران از زن و مرد و پیر و جوان مورد تجاوز قرار بگیرند و ناموس ایرانیان به طور روزانه و مستمر مورد تجاوز قرار بگیرد  کافی سری به دادگاههای انقلاب ! بزنید تا به این مهم پی ببرید یا اینکه یک آشنا در نیروی انتظامی داشته باشید تا بیشتر بفهمید از این بگذریم که بسیاری از این موارد به علت ترس از آبرو ، ترس از فرد متجاوز و .... حتی به گزارش به پلیس هم نمی رسد و حتی اگر برسد از همان مامور نیرو انتظامی تا آن قاضی کثیف سیستم آخوندی نیز میخواهند به طرف تجاوز کرده و همیشه در این سیستم کسی که مورد تجاوز قرار گرفته مقصر هم نیز هست  و مورد شماتت نیز واقع می شود. 

هر جا کسی را دیدید که با استفاده از کلید واژه (ناموس ناموس) جنایت رژیم و ماندگاری رژیم را توجیه میکند بدانید و آگاه باشید از عوامل و حامیان جمهوری اسلامی است . تنها روزی رها می شوید که از قید این کلید واژه ها رها شویم و فقط برای سرنگونی کلیت و تمامیت جمهوری اسلامی مبارزه کنیم 

چرا رژیم جمهوری اسلامی از لوس آنجلس متنفر است ؟

بعضی کلید واژه های مشترک بین جمهوری اسلامی و کسانی که ادعا می کنند از فعالین سیاسی ضد جمهوری اسلامی هستند :
1-تلوزیون های لوس آنجلسی دکان هستند
2-لوس آنجلسی نشین ها نیاز نیست دستور بدند
3-خواننده های لوس آنجلسی همه خراب و فاسد و ... هستند
ولی چرا اینقدر به لوس آنجلس حمله می شود و تلاش بی وقفه برای تصاحب این شهر از 36 سال پیش تا کنون انجام شده است ؟
زیرا لوس آنجلس بزرگترین مقر روزنامه ها ، رادیو و تلوزیون ها و فعالین هوادار پادشاهی در جهان است . لوس آنجلس جایی است که شاهزاده رضا پهلوی وقتی برای سخنرانی به استادیوم مرکزی شهر رفت بیش از 60 هزار نفر به استقبال این سخنرانی رفتند . لوس آنجلس جایی بوده است که در جریان تظاهرات های داخل کشور تمام رادیو و تلوزیون هایی که در سمت ملت ایستاده بودند نه در جبهه اسهال طلبان ، هزینه سنگین برای رژیم برای جای گذاشت چون مردم صدای خود را با این رسانه ها در دنیا و به گوش دیگر هم میهنان خود رساندند و جنایات رژیم را رسوا کردند. لوس آنجلس شهری بوده است که ایرانیان سخاوتمند بسیار داشته که تمام مال و زندگی خود را برای آزاد سازی کشور هزینه کردند و چشم داشتی نداشتند.

رژیم سالهاست که در آرزوی از بین بردن این مقر فرماندهی نیروهای هوادار پادشاهی بوده است و تا حدود زیادی موفق شده است . متاسفانه در این بازی شوم بسیاری از خودی ها هم به خودی ها حمله کردند و در بازی رژیم افتادند . باید نشست و بازبینی کرد که چرا رژیم و کلید واژه سازانش اینقدر از لوس آنجلس بیزار بوده اند .

فیلم حضور شاهزاده رضا پهلوی در استادیو 60 هزار نفری لوس آنجلس : 

video

دو آتنا محکوم به حبس برای مبارزه برای حقوق کودکان

دو آتنا که برای حقوق کودک در ایران مبارزه میکردند و دو حکم سنگین از دو قاضی جنایتکار . حکمی بیشتر از حکم دزدان ، متجاوزان 

چرا ؟ چون بنیان حکومت اسلام بر تجاوز و دزدی بنا نهاده شده است و اگر کسی برای انسانیت مبارزه کند او را به حبس های سنگین خواهند برد. 

و در گوشه ای دولت های که ادعای دموکراسی دارند با جمهوری اسلامی لاس میزنند و سازش میکنند و حسین اوباما از حمایت این رژیم جنایت کار دست بر نمی دارد.

راستی کلید روحانی کجاست ؟ روحانی دروغگویی که به مانند سایر روحانیون تزویر و ریا را به پا کرده است. اصلاح طلبان کجا هستند ؟ چه شده که در دوره احمدی نژاد هر دستگیری که رخ می داد مقصر دولت بود الان دولت هیچ تقصیری ندارد و به اصطلاح قوه قضایه اشان مستقل از دولت است ...

ننگ و نفرین بر تمام کسانی که این جنایات را ببینند و سکوت کنند

انتخابات ترکیه نشان داد که دموکراسی هنوز کار می کند

انتخابات مجلس ترکيه براي انتخاب نمايندگان و همچنين تعيين دولت روز گذشته يعني 7 ژوئن 2015 در سراسر ترکيه برگزار شد . در اين انتخابات حزب عدالت توسعه به رهبري رجب طيب اردوغان با بدست آوردن تقريبا 40 درصد آرا اول شد ولي اکثريت خود را از دست داد و بايد براي تشکيل دولت دست خود را به سمت احزاب ديگر دراز کند. ميزان افت اين حزب که در اين سالها همواره اکثريت مطلق آرا ملت ترکيه را داشته است نزديک به 100 کرسي از مجلسي که 550 کرسي داشته است بوده است و نشان از نه بزرگ ملت ترکيه به سياست هاي اخوان المسلميني حزب رجب طيب اردوغان بوده است . 


دموکراسي کار مي کند 

احزاب ترکيه در انتخابات اخير رقابت سخت و نفس گيري را با يکدگير داشتند . احزاب زيادي در اين انتخابات شرکت کردند اما فقط چهار حزب عمده از چهار ديدگاه مختلف توانستند آراي ملت ترکيه را به خود جذب کنند . ولي مساله اي که واضح بود از کار کردن سيستم دموکراسي اطلاع مي دهد . وقتي در جامعه اي احزاب آزاد باشند و روزنامه ها و شبکه هاي خبري مختلف وجود داشته باشد احزاب بتوانند به راحتي يکديگر را نقد کنند و بر روي نقاط ضعف و نا کار آمدي حزب مقابل دست بگذارند جامعه نيز مي تواند با انديشه ژرف تر راي خود را به صندوق بياندازند . اين انتخابات نشان داد که حتي حزب اسلامي اردوغان با تمام انتقادها توانست يک انتخابات دموکراتيک برگزار کند و مدلي باشد براي همتايان خود در جمهوري اسلامي که راي هاي مردم را مهندسي نکرده و حکومت خلافتي برگزار نکنند. در واقع ميراثي که آتاتورک بزرگ بر جاي گذاشته است و يک سيستم کشور داري پارلماني زيبا بنا نهاده هنوز کار مي کند و مي تواند در بسياري از کشورهاي جهان نيز استفاده شود. 

بحث ها و جدال هاي ايرانيان بر سر احزاب 

در ميان ايرانيان بحث ها و جدال هاي مختلفي بر سر انتخابات ترکيه در اين چند هفته اخير بر پا بوده است . هر يک از ايرانيان بنا بر اعتقادات خود و اينکه بسياراني فضاي ترکيه را به خوبي مي شناختند و بنا بر خواسته هاي شخصي و عقيدتي خود از يکي از احزاب موجود طرفداري ميکردند. در مجموع تقسيم بندي ايرانيان براي طرفداري از احزاب ترکيه را به صورت زير ديده شد :

حزب HDP حزب دموکراتيک خلق ها

اين حزب که متعلق به کردها و چپ گرايان ترکيه به صورت مشترک است در ميان کردها و چپها و کمونيستهاي ايران حتي جامعه LGBT ايراني طرفداراني دارد . اين حزب در قسمت هاي شرقي ترکيه که شامل مناطق کرد نشين هست راي بسيار مناسبي بدست آورد و با 13 درصد آرا توانست به مجلس ترکيه راه يابد. 

حزب MHP حزب حرکت ملي 

اين حزب متعلق به راست گرايان ترکيه که باور خود را بر اساس ملت ترک قرار داده اند در ميان برخي از ايرانيان ترک زبان طرفداري دارد .اين حزب توانست با 16 درصد آرا به مجلس ترکيه راه يابد 

حزب CHP حزب جمهوري خواهان خلق ترکيه يا کماليست ها

اين حزب متعلق به نشنال سوسياليست هاي ترکيه هست و در بين ايرانيان سکولار و طرفداران پادشاهي در ايران طرفداران بسياري دارد . چونکه بنيان گذار اين حزب آتاتورک بزرگ بوده است و روابط خوب آتاتورک با رضا شاه بزرگ باعث طرفداري بسياري از هواداران پادشاهي در ايران از اين حزب شده است . همچنين سياست هاي معتدل ، سکولار اين حزب در ميان بسياري از ايرانيان ديگر نيز طرفداري دارد . اين حزب با بدست آوردن تقريبي 25 درصد آرا و 11 ميليون راي به عنوان حزب دوم پس از حزب عدالت و توسعه به مجلس ترکيه راه يافت. 

حزب AKP حزب عدالت و توسعه 

اين حزب متعلق به گروههاي اسلام گراي ترکيه که سياست ليبرال دارند و رهبري آن بر عهده رجب طيب اردوغان است . اين حزب در ميان ايرانيان زياد محبوب نيست ولي ديده شده است که بعضا بر اساس منافع عده اي از ايرانيان از اين حزب طرفداري کنند .مثلا افرادي که در اين چند سال روابط اقتصادي گسترده اي با ترکيه داشتند و عده اي از حکومتي هاي ايران را مي توان از دوستداران اين حزب نام برد . اين حزب با 40 درصد آرا و 18 ميليون راي به عنوان حزب اول به پارلمان ترکيه راه يافت 



نتيجه گيري :
مدل حکومت و انتخابات در ترکيه مي تواند الگوي مناسبي براي کشور ما باشد .مردم ترکيه وقتي ديدند بسياري از آزادي هاي خود را از دست داده اند و آن ساده زيستي اسلامي که سردمداران حزب عدالت و توسعه از آن دم ميزنند در خود آنها رعايت نشده است با يک روش دموکراتيک به اين حزب نه گفتند . احزاب کرد نيز بجاي به دست گرفتن تفنگ و خواستار تجزيه شدن آمدند و در صحنه انتخابات و حتي در بسياري از مناطق ترک نشين نيز راي مناسبي به دست آوردند. حزب عدالت و توسعه نيز به عنوان برگزار کننده انتخابات راي مردم را به مانند سردمداران جمهوري اسلامي ندزديد و اجازه داد مردم همان چيزي را که ميخواهند انتخاب کنند و اين يک پوئن مثبت بود که لاقل مي توان به اين حزب داد . با يک چرخش دموکراتيک و بدون خونريزي سياست در ترکيه به سمتي مي رود که مردم آن را ميخواهند و اين مهم ترين دستاورد دموکراسي است

مادر ستار بهشتی : من اگر سواد ندارم ، ولی شعور و معرفت و عقل دارم و صدای ستارم هستم


این سخن را که شنیدم اینقدر به دلم نشست که تصمیم گرفتم به صورت پوستر در بیارومش : 
گوهر عشقی در پاسخ به کسانی که به او اتهام بی سوادی می زنند و می گویند که این نامه ها را خودش نمی نویسد گفت : 

اگر من سواد ندارم شعور و معرفت و عقل دارم و صدای ستارم هستم. 

ای کاش ما میلیون ها نفر از این بی سواد های با شعور داشتیم تا با سوادهای بی شعور و بی عقل . درود بر گوهر عشقی

لینک صحبت مادر ستار بهشتی در زیر 

شباهت عجیب شعارفارسی داعش سنی با داعش شیعه"جمهوری اسلامی" (فیلم)

شعار فارسی داعش : ما همه هستیم لشکر خلافت ....چقدر معاندار و شبیه ما همه هستیم لشکر ولایت بسیجیان هست ...هیچ کدام از این بی وطنان لشکر مردم کشور خویش نیستند ...همه یا لشکر ولایتند یا لشکر خلافت


در این فیلم با یکی از اعضای داعش که رئیس پلیس قبلی تاجیکستان بوده و به داعش پیوسته است مصاحبه می کنند : 

video

ده نکته بارز یک سوسیالیست ملی

ایران - رفاه- آزادی


1- ارجحیت منافع ملی و جهانی بر منافع شخصی

2-تلاش برای برابری جامعه از نظر جنسی ، کاری ، قومی و نژادی

3-کنار گذاشتن انواع و اقسام ادیان و باورهای خرافی و جایگزینی با ارزش های ملی و انسانی

4-اهمیت به موضوع کار و کار آفرینی در جامعه

5-اهمیت به موضوع بهداشت و سلامت عمومی جامعه 

6-اهمیت به موضوع اخلاق و نظم در جامعه 

7- جلوگیری از انباشت ثروت در دست افراد خاص که بعدا بر ضد آزادی خواهان استفاده کنند 

8-جایگزینی اردوگاههای کار اجباری به جای مجازات اعدام و یا زندان

9-ترویج و گسترش گیاه خواری بجای گوشت خواری و کشتن حیوانات و آبزیان

10-وفاداری به آرمان های انسانی ، اخلاقی و ملی و دخیل نکردن مسائل شخصی و حزبی و گروهی

حال آیا شما یک سوسیالیست ملی هستید ؟

شهر طبس و اسم مبارزاتی "مبارزه نستوه" توسط واعظ طبسی دزدیده شد



این مردک واعظ طبسی علاوه بر مصادره شهر طبس و نصب یک تابلو اول شهر که این شهر را به نام خودش زده ، اسم مبارزاتی من یعنی "مبارز نستوه " رو هم دزدیده ....  :v

جنگ ادیان و قربانی شدن خدا

از نظر من دین دکانی بیشتری نیست برای چاپیدن و دوشیدن عده ای که نیاز به ایمان پیدا می کنند ، در واقع افراد بجای روی آوردن به وجدان خود با چیزی به اسم دین قصد دارند خود را آرام کنند، به اکثر ترویج دهندگان دین هم نگاه کنید می بینید که سر آنها به یک مکان بند است که یا از آن پول یا منافع اقتصادی می گیرند.


از نظر خدا وجود دارد و در وجود آن شکی ندارم ،شاید تعریف من از خدا با خدای دینداران تفاوت دارد که یک نفر با چوب بنشیند و ما را بزند ، در واقع شاید خدا همان تعریف کلمه "خود +آ " است که همان وجدان و انسانیت و ذات نیک بشریت است که وقتی جایش را به ذات بد می دهد و وجدان ، شرف و انسانیتش را از دست می دهد "خدا را هم از دست داده است " .
در کل من برای وجدان و انسانیت داشتن نیاز به دویدن به دنبال دکان های موجود ندارم ، چون پدیده ای به اسم "خود + آ " را اعتقاد دارم و نیاز به خط دادن ندارم .
ولی حقیقتی که پیدا بوده افرادی مثل من که آویزان دکان های موجود نشوند و در میان جنگ این دکان های دینداری جانب یک کدام را نگیرند همیشه تنها مانده و ترد شده ، کمک های کلان از آنها دریغ شده یا حتی در کشورهای دکاندار پذیرفته نمی شوند . مثلا در ترکیه یک مسلمان باشی خیلی راحت تر در جامعه پذیرفته هستی و وقتی دینت را از تو سوال می کنند می گویی : مسلمان می گویند "الحمدالله" و یا در آمریکا به راحتی به مسیحی شدگان اقامت و خدمات می دهند و روی دست به کشورشان می آورند . چه جنگها که این دکان ها برای پر رونق کردن دکان خود با یکدیگر و با حتی خودی هایشان نکردند و چه خون ها که در طول تاریخ نریختند .
. ولی ماندن روی آرمان و عقیده برای من اهمیت بسیار دارد . هر چند تنها ، بدون حمایت ، بدون کشور باشم . یک زمان باید این بساط دکان بازی پایان یابد و انسانیت و وجدان انسانی و انصاف و عدالت جایگزین شود.
به امید آن روز

اندرباب تعصب بی جا ، از برنج پاکستانی تا چای سریلانکایی و جیب آقازاده ها

اندرباب تعصبات بی جای ایرانیان همین بس که چای سریلانکایی میخورند و خوشحالند که «بله ما چای ایرانی می خوریم » بعد کافی هست یک نفر را اینجا ببینید که چای خود ترکیه به اسم چای «ریزه» که واقعا خوشطعم و طبیعی است را بخورد با قیافه های حق به جانب که «شما چطور این چایی ها رو میتونید بخورید ؟ »

مشکل جامعه ما اساسا انسان های چشم گرا هست که حتما پشت پاکت یک بسته چای را هم که می خرد نمی خواند ولی دهانش برای دادم نظرات بی ارزش همیشه باز است . 




در واقع جمهوری اسلامی و آقازاده هایش محصولات کشاورزی ما را به مانند دیگر محصولات ورشکست کردند تا آقازاده های دزد این نظام بتوانند با وارد کردن این محصولات (مثل چای های سریلانکایی و هندی ، برنج هندی و پاکستانی و ...) پول سنگینی از واردات به جیب زده و به عنوان محصولات ایرانی بفروشند . کافی است طعم این گونه چایی که ترکیبی از علف و رنگ سیاه هست را با چایی که قدیم در شمال کشور کاشت می شد و یا چای ریزه ترکیه مقایسه کنید . 

استعمار مملکت توسط نظام آخوندی از این بیش نیست که برنج آرسنیک دار پاکستانی به اسم "برنج مژده و برنج محسن " بسته بندی و به عنوان برنج ایرانی تحویل جامعه می شود یا چای که رنگ سیاه به آن زده  شده است به عنوان چای دو غزال ایرانی به مردم انداخته می شود تا کمر کشاورز ایرانی را شکسته و امکان رقابت را از آنها بگیرند و به این بهانه وارادات را به کشور افزایش داده و جیب های خود را پر کنند . 

نجات از این استعمار آخوندی یک تلاش ملی می خواهد که باید از کشاورز و معلم و کارگر و روشن فکر و ... همه با هم برخیزیم و یکبار برای همیشه کشور را از این ویروس 36 ساله نجات دهیم . 

معضل اعتیاد در بین جامعه ایران ، علف چیست ؟

هیچکس به صورت دقیق نمی داند معضل اعتیاد و آلودگی مردم ایران به این موضوع از کجا آغاز شده است  اما چیزی که واضح هست در دوران قاجار مصرف مواد مخدر تریاک در کشور به سرعت بسیار زیادی شدت گرفت . عده ای این روایت را دارند که انگلیسی ها برای آلوده کردن مردم ایران به اعتیاد آمدند و تریاک را مجانی در اختیار مردم قرار دادند و حتی به کسانی که پس از کشیدن تریاک شیره آن را تحویل می داد مقداری پول نیز می دانند.


تصویر بالا یکی از شیره خانه های زمان قاجار را نشان می دهند ، این شیره خانه ها به همت رضا شاه بزرگ از کشور جمع و مشکل اعتیاد تا حدود زیاد به یاری شاهان ایران ساز پهلوی جمع شد.

اما می خواهیم به بررسی معضل اعتیاد در جامعه کنونی ایران بپردازیم. از آنجا که ما ایرانیان عادت داریم افعال نکوهیده را با نامگذاری های خود تبدیل به پدیده ای مثبت کنیم ابتدا به نام های گذاشته شده بر روی مواد می پردازیم :

مثلا بسیاری نام تریاک را "دوا" گذاشته اند  و بسیاری دیگر نام حشیش را "علف" و هر کدام از این افراد تفسیر ها و تعبیرها و حتی وصف هایی از خودشان در باب مواد اعتیاد آور بیان می کنند از مفید بودن این مواد برای پا درد و کمر درد تا شادی و نشاط آور بودن و حتی خواص "ضد سرطان" !

بهر حال یک انسان برای انجام هر کاری باید اول خود را از درون توجیه کند و برای انجام کار خود هزار و یک خاصیت و محاسن بشمارد و حق را به خود دهد تا بتواند خود را آماده انجام آن کار کند، این موضوع نه تنها در مورد اعتیاد بلکه در مورد بسیاری دیگر از خطاهای آدمیان نیز صدق می کند.

اما هدف از نوشتن این مقاله بررسی ماده حشیش است که امروزه در بسیاری از محافل ایرانیان مصرف می شود و در مدح و سنای آن داستان ها سرایده و به آن لقب "علف " را داده اند.بسیاری خود را توجیه کرده اند که این ماده مفید است ولی در واقع انسان تاثیرات منفی آنها را روی این اشخاص به راحتی می تواند ببینند:

کافی است یک سوال در مقابل این افراد مطرح شود . "اگر این ماده اعتیاد آور نیست آیا قادر به ترک آن هستید ؟ "
در زیر با استفاده از منابع مختلف به بررسی این ماده می پردازیم  :


  • اگرچه بسیاری از افراد تصور می کنند چون حشیش یک گیاه است و به صورت طبیعی تولید می شود مصرف آن خطر چندانی به همراه ندارد، ولی حقیقت این است که مانند تنباکو، مواد شیمیایی موجود در حشیش نیز خطرناک بوده و می توانند مشکلات زیادی برای سلامتی فرد در پی داشته باشند.
  • مصرف دائمی حشیش، ریسک بروز اختلالات روانی آن را تا دو برابر افزایش داده و می تواند باعث ابتلا به شیزوفرنی شود. مطالعات انجام شده نشان داده است که بین مصرف حشیش در گذشته و بروز عوارض ذهنی در آینده به خصوص برای کسانی که از لحاظ ژنتیکی آسیب پذیر هستند، رابطه محکمی وجود دارد. در صورتی که فرد سابقه مشکلات روحی و روانی، افسردگی و یا پارانویا را داشته باشد، مصرف حشیش باعث بدتر شدن اوضاع و تشدید این گونه مشکلات خواهد شد.
  • برای کسانی که دچار مشکلات قلبی هستند، مصرف حشیش باعث افزایش ضربان قلب و فشار خون شده و می تواند خطر ساز باشد. علاوه بر آن، مصرف طولانی مدت و دائمی حشیش می تواند باعث ایجاد احساس خستگی مفرط و بی انگیزگی و همچنین کاهش میزان تمرکز و کیفیت یادگیری می شود. علاوه بر این استفاده دائمی از حشیش باعث کاهش کیفیت اسپرم در مردان، و جلوگیری از تخمک گذاری در زنان می شود. مصرف حشیش در زمان بازداری باعث آسیب رسیدن به جنین می شود.
  • مصرف مداوم حشیش باعث توسعه یافتن بیماری اعتیاد و مزمن شدن آن می شود. معتادان به حشیش همه وقت خود را صرف پیدا کردن، خریدن، و مصرف کردن آن می کنند. آنها حتی در شرایطی که سایر جنبه های زندگی مانند خانواده، تحصیل و یا کارشان به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد نیز نمی توانند اعتیاد خودشان را کنترل کنند. معتادان حشیش دچار تلورانس و مقاوم شدن بدن می شوند و برای رسیدن به همان لذت و نشئگی قبلی باید مقدار بیشتری مواد مصرف کنند. در صورتی که آنها نتوانند میزان کافی مواد مصرف کرده و یا تصمیم به متوقف کردن مصرف بگیرند با عوارض خماری رو به رو می شوند. برخی از این عوارض عبارتند از: حرص و ولع مصرف، کاهش اشتها، مشکلات خواب، از دست دادن وزن، پرخاشگری و عصبانیت، تحریک پذیری، بی قراری و کابوس های شبانه. این عوارض معمولا ١٠ ساعت پس از قطع مصرف آغاز شده و تا یک هفته ادامه پیدا می کنند.


  • علائم مصرف 
    در صورت کشیدن ماری جوانا آثار روان گردان این دارو بعداز چند دقیقه آغاز می شود و پس از سی دقیقه به اوج خود می رسد.
    اگر ماری جوانا از راه دهان مصرف شود بدلیل کند بودن جذب معدی – روده ای تا ۲-۳ ساعت آثار آن احساس نخواهد شد.
    اثر ماری جوانا به صورت کشیدنی ۲ تا ۴ ساعت و در موارد خوردنی ۵ الی ۱۲ساعت به طول می انجامد.
    THC موجود در ماری جوانا در چربی بدن حل شعوارض كوتاه مدت مصرف:
    1 - اختلالات حافظه و یادگیری
    2 - اختلال در حواس بینایی، شنوایی و لامسه
    مسمومیت با حشیش، اغلب حساسیت فرد مصرف كننده را نسبت به محرك ‌های بیرونی بالا می‌ برد و جزئیات تازه‌ای را آشكار می‌كند. فرد رنگ ‌ها را غنی‌ تر و عمیق‌ تر از گذشته حس می ‌كند.
    3 - اختلال درك زمان و مكان
    4 - اختلال در قدرت تجزیه و تحلیل مغز
    5 - اختلال تعادل و مهارت‌ های حركتی : به علت اختلال در مهارت‌ های حركتی، افراد مصرف كننده تا 12 ساعت پس از مصرف نباید رانندگی كنند.
    اختلال خواب و فعالیت جنسی كه از چند روز تا چند هفته پس از مصرف از بین می ‌رود.
    عوارض بلند مدت مصرف:
    1 - آتروفی (تحلیل) بافت مغزی
    2 - استعداد تشنج
    3 - آسیب ژنتیكی كه فرزندان فرد را مبتلا به ناهنجاری های مادرزادی می ‌كنند.
    4 - اختلال فعالیت ایمنی بدن
    5 - تغییر غلظت هورمون های جنسی مردانه و زنانه ( بی‌ نظمی قاعدگی )
    6 - اختلالات اضطرابی- توهم- هذیان و دیوانگی
    [در افراد با زمینه قبلی احتمال رخداد آنها بیشتر است].
    7 - استعداد ابتلا به سرطان ریه كه به علت وجود هیدروكربن های سرطان‌زا در دود سیگار می ‌باشد.
    8 - فقدان انگیزه در فرد برای استمرار كارهای روزمره به طوری كه فرد مصرف كننده فاقد نیرو، بی‌ حال و ظاهراً‌ تنبل است.
    در افرادی كه حشیش مصرف می‌ كنند، استعداد اعتیاد به سایر مواد روان‌ گردان بیشتر است.
    نشانه‌های ناشی از ترك:
    وابستگی به حشیش، روانی و غیر جسمی است. نشانه‌ های ناشی از ترك در معتادین محدود به افزایش تحریك ‌پذیری، بی‌ قراری، بی ‌خوابی، بی ‌اشتهایی و تهوع خفیف است و همه این نشانه‌ ها هنگامی بروز می‌ كنند كه شخص به طور ناگهانی مصرف مقادیر زیاد حشیش را قطع كند.ی شود، هوشیاری و خودآگاهی فرد را برهم زده و او را دچار تحریف ادراک، عدم هماهنگی و توازن، افزایش ضربان قلب و تنفس و گیجی می کند.
    معمولا زمانی که ماری جوانا در معاشرت با دیگران مصرف می شود، افراد تمایل به پرحرفی و خنده های بیش از حد دارند و این آثار تا چندین ساعت پایدار می ماند. بعداز مصرف مقادیر بسیار زیاد THC، توهمات و احساسات پارانویا نیز در فرد ظاهر می شود.