۱۳۹۱/۰۴/۲۷

اگر یک پول سنگین داشتید چه میکردید؟

امروز تصمیم دارم بعد از مدتها  مطلب سیاسی ننویسم ولی بازهم سیاست قاطی اش میشود.نمیدانم چرا این سیاست با پوست و گوشت ما گره خورده است.


من اگر یک پول سنگین داشتم در اولین گام آن را برای براندازی جمهوری اسلامی به کار میبردم.به عقیده من بزرگترین مشکل اپوزسیون سکولار و دموکرات که برانداز هم هست نداشتن امکانات مالی وسیع هست.من در اولین گام سعی میکردم تلوزیونی ایجاد کنم بر روی  ماهواره های مطرح مانند هاتبرد یا یوتل ست و عربست که به سمت ایران برود و مردم آگاهی رسانی کافی شوند.تلوزیونی که مجری ها آن جوان و با فن بیان قوی و میهن پرست بوده که مردم بتوانند یک فرق اساسی بین این شبکه با شبکه های موجود که میزان بسیار زیادی از فضای ایران دور هستند و درگیر جنگ شاه و مصدق هستند احساس کنند.تلوزیونی که دغدغه اصلی آن مشکلات مردم داخل کشور باشد و آنها را انعکاس دهد .


بعد از تلوزیون سعی به تشکیل یک سازمان نیمه هرمی میکردم.یعنی سازمانی که هم شورایی باشد هم بتوان از بالا مقادیری استخوان بندی های آن را انجام داد.در این سازمان افرادی که آبرویی نزد ملت ایران دارند دعوت میشد که با هم کار کنند.بعد از تشکیل و نتیجه دادن کار و سرنگونی جمهوری اسلامی و راحت شدن خیال من از بابت روی کار آمدن یک نظام دموکرات که در ضمن حقوق بشر را نیز حفظ میکند و سکولار هم هست و تمامیت ارضی کشور اولیت آن هست به کار اساسیم که آرزویم هست میپردازم یعنی اختراعات چیزهای جدید.


اجداد من  مبارز نستوه همه کشاورز بوده اند.  بخاطر همین من به کشاورزی نیز علاقه زیادی دارم.همیشه دوست داشتم سیستم های نوینی به وجود اورم که کارگران مزرعه اینقدر زجر نکشند.چون کار کشاورزی با تمام زیبایی کار بسیار سختی هست به خصوص برای کارگران .من کلا بر این اعتقاد هستم که رباتهای مختلفی باید به وجود بیایند وکار انسان را انجام دهید.از طرفی رشد جمعتی نیز باید رو به کاهش رود که منابع به اندازه کافی بین جمعیت این کره خاکی تقسیم شود.مثلا از نظر من 3 میلیارد این کره اضافی هستند و ما باید زاد و ولد را کاهش دهیم که میزان جمعیتی ما روی 3 میلیارد بیاید و بعد از آن سعی کنیم این جمعیت را حفظ کنیم.


محیط زیست برای من اهمیتی خاص دارد.بیشتر دوست دارم خانه هایی تولید شود که بتواند انرژی خود را تامین کند این کار نیاز به مصرف انرژی را کاهش و درب شرکتهای بزرگ نفی که بسیار نیز در سیاسیت کشورها دخالت میکنند تخته میکند.وقتی خانه هایی داشته باشیم که بتواند حداقل میزان مصرف آب را داشته باشد و با انرژی خورشید و باد و همچنین انرژی های نو برق خانه را تامین کند عملا یک خانه بی نیاز ساخته ایم .از نظر من قرن جدید قرن برق هست.خیلی دوست دارم که بتوان روی باطری هایی سرمایه گذاری کرد که میزان بسیار بیشتری برق را در خود ذخیره میکنند و عمر طولانی تری دارند.همچنین ارزان سازی انرژی ها نو برای خانه نیز میتواند محیط زیست ما را پاک نگه دارد.


در افکار من رفاه در دنیای مادی که درون آن به سر میبریم از همه چیز مهم تر است.مردم نباید خود را در این دنیا زجر دهند.سرمایه گذاری رو پزشکی برای کشف بیماری های لاعلاج و همچنین بالا بردن عمر انسانها و کیفیت زندگی آنها بسیار مهم هست. از نظر پزشکی من قائل به اصلاح نژادی هستم.یعنی معتقدم باید انسان های زیباتر با ضریب هوشی بالاتری تولید کرد.باید روشهای پیشگیری از بارداری را به شدت در یک جامعه افزایش داد تا آنها که بهترین ژنتیک را دارند بر اساس تشخیص پزشکان در هر نسل پدید بیایند.یعنی انسانهای با بدنی مقاوم تر و هوشی بالاتر و زیباتر.این در هر قوم و کشوری میتواند اجرا شود .یعنی اگر ما قرار هست یک سیاه پوست داشته باشیم یک سیاه پوست زیبا ؛ قوی و باهوش داشته باشیم و همینطور سفید پوست یا زرد پوست و سرخ پوست به همین ترتیب.


محصولات کشاوری میتواند متنوع تر از قبل باشد.بسیار گیاهانی در کوهستان هستند که شاید کمتر کسی انها را دیده باشد. همیشه دوست داشتم یک تیم متخصص تمام این گیاهان کوهی را بررسی میکرد و به زمین های کشاورزی برای تولید و  پرورش انتقال میداد .میوه های جدید میتواند از پیوند زدن ژنتیکی میوه ها به وجود آید.باید روی کشاورزی به گونه ای سرمایه گذاری کرد که از یک هکتار زمین بتوان 10 یا 20 تن گندم برداشت کرد آنهم گندمی که میزان بسیار زیاد تری مواد مغذی داشته باشد.برای دیگر محصولات نیز این چنین کرد. من یکی از مخالفان کشتار حیوانات برای خوراک هستم. میتوان به سرمایه گذاری روی گیاهانی که کار گوشت را انجام میدهند و به وجود اوردن گوشتهای محصولی حیوانات کمتری را قتل عام کرد.




ما باید وارد دنیایی شویم که بجای اینکه 99% مردم کارگر باشند و نظامی و حتی منسب سیاسی  و شاید کمتر از 1 % دنبال اختراع روند را بر عکس کنیم. به اختراعات بها دهیم.باید حداقل 50% افراد جامعه در حال تفکر برای اختراع محصولات رفاهی جامعه باشند و 50% دیگر تولید این محصولات را به عهده بگیرند.شاید اینگونه هست که اگر تا 21 دسامبر 2012 دنیا تمام نشد ما دیگر وارد عصری جدید بشویم.


در پایان باید بگویم همیشه این افکار از کودکی از سنین 6 -7 سالگی همراه من بود ولی  با دیدن فیلم هوش مصنوعی در سال 1381 گمشده خود را پیدا کردم