2017/08/18

Petition to facilitate asylum for dissidents of the Islamic regime in Iran

Dear Mr. President,
The travel ban executive order which affects Iranian citizens has halted the asylum process for many dissidents of the Islamic government of Iran, consequently stranding them as refugees in countries such as Turkey or Malaysia. The majority of these individuals are those who have been subjected to torture in prisons of the Islamic regime, those who have been targeted for their religious persuasions, or those who have been persecuted for their sexual orientation, etc.

The travel ban, however, has not been able to prevent entrance of the cronies and agents of the Islamic regime into the U.S.; it has instead blocked the path to political asylum in the United States for dissidents of the regime who have been awaiting completion of the legal process. The journey embarked upon by these brave souls to reach freedom is often a perilous one laden with hardship and hazard, necessitating transitions through multiple countries while enduring adverse conditions en route. These dissidents continue to be pursued and threatened by intelligence elements of the Islamic regime even while abroad and under the auspices of the United Nations.
Unfortunately during President Obama's tenure, a significant number of operatives belonging to the Islamic regime gained entry into the United States, utilizing a variety of methods including political asylum. Upon obtaining legal status, these individuals have proceeded to lobby for the interests and propagate the causes of the regime, participate in and organize expatriate voting in sham elections of the Islamic Republic, infiltrate and report on the activities of expat opposition, not to mention making routine trips to Iran. In contrast, some legitimate Iranian opposition activists whose lives were in jeopardy as a result of their activism and resistance against the occupying theocracy were relegated in priority. Furthermore, during the Obama years an unbalanced proportion of asylums were granted to Syrian refugees at the expense of all others.
We hereby extend a sincere request to the Trump administration to establish an asylum avenue for dissidents of the Islamic regime while implementing the following considerations:
1- Reevaluation of the process by the Asylum Division of USCIS. to prioritize the adjudication of affirmative applications for asylum from individuals facing serious and potentially impending peril, or persons who are high profile dissidents and anti regime activists.
2- Rejection of applications from individuals who have had prior convictions and or criminal records in transition countries such as Turkey, Malaysia, etc., and meticulous analysis to distinguish legitimate asylum applicants from illegitimate ones.
3- Revocation of asylum status of individuals who then travel back to the Islamic Republic post approval, or those who lobby for and support the Islamic regime on U.S. soil, and those who propagate and or participate in the elections of the Islamic regime abroad.
Most respectfully,
Mehdi Mirbagheri
-------------------------------------------------------------------
تقاضا برای بازگشایی راه پناهندگان مخالف حکومت اسلامی ایران
رئیس جمهور ترامپ ، با درود
طرح ممنوعیت سفر ایرانیان به آمریکا باعث شده است که تعداد زیادی از مخالفان حکومت اسلامی ایران که به صورت پناهنده در کشورهایی مانند ترکیه ، مالزی و ... هستند از ادامه روند ورود به آمریکا باز بمانند. بیشتر این افراد کسانی هستند که در زندان های رژیم اسلامی مورد شکنجه واقع شده یا از اقلیت های دینی ایران می باشند یا به علت گرایش های جنسی مشکلات فراوان در ایران داشته اند. که از این دسته می توان مسیحیان، بهاییان، جامعه ال جی بی تی و فعالین سیاسی مخالف حکومت اسلامی را نام برد.
این طرح متاسفانه نتوانسته از ورود عوامل رژیم جمهوری اسلامی ایران به خاک آمریکا جلوگیری کند در مقابل راه را برای مخالفان نظام اسلامی که به صورت پناهنده در کشورهای دوم در شرایط سخت و امنیت بسیار کم منتظر ورود به آمریکا بوده اند بسته است. این مخالفین معمول تحت تهدید های دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی می باشند و در شرایط سختی در کشورهایی که دفتر سازمان ملل در آن قرار دارد زندگی می کنند.
متاسفانه در زمان رئیس جمهور اوباما نیز بسیاری عوامل جمهوری اسلامی ایران با روشهای مختلف و حتی در قالب پناهنده خود را وارد خاک آمریکا کردند که پس از کسب اقامت آمریکا به تبلیغ نظام جمهوری اسلامی ، شرکت در انتخاباتهای رژیم اسلامی و سفر به ایران پرداختند و کسانی که به عنوان فعالین سیاسی واقعی علیه جمهوری اسلامی بودند و جان آنها در خطر بود به عنوان گزینه آخر برای ورد به آمریکا در نظر گرفته شدند.همچنین در دوره اوباما به صورت غیر عادلانه ای پناهندگان ایرانی که جمعیت کوچکی هستند در مقابل جعیت بالایی از پناهندگان سوریه ای نادیده گرفته شدند و بیشتر سهمیه ها به پناهندگان سوریه ای اختصاص داده شد.
از شما تقاضا داریم ضمن بازگذاشتن این راه برای پناهنده های مخالف جمهوری اسلامی این موارد پیشنهادی را نیز تحقق ببخشید :
1-بازبینی در نحوه پذیرش پرونده توسط سازمان آسی ام اسی و اولویت قرار دادن کسانی که به صورت جدی جانشان در خطر است یا از فعالین شناخته شده بر ضد حکومت اسلامی ایران می باشند.
2-جلوگیری از پذیرش کسانی که دارای سو سابقه در کشورهای دوم مانند ترکیه ،مالزی و .. هستند و بررسی دقیق پرونده ها برای تشخیص دادن پناهنده واقعی از پناهنده غیر حقیقی.
3-ابطال پناهندگی کسانی که بعد از گرفتن اقامت به ایران سفر کرده یا از حکومت اسلامی ایران در خاک آمریکا دفاع می کنند یا برای انتخاباتهای رژیم تبلیغ می کنند یا در آن مشارکت می کنند.
با سپاس
مهدی میرقادری 

A brave woman speaks about Oscar Asghar Farhadi



The #Oscars in a way are all about politics. Asghar Farhadi may have won an Oscar, but we Persians are not proud of him at all, nor do we think he represents us. He didn't care when hundreds of innocent people were being tortured and killed by the Islamic Regime in Iran. He is not worthy of our respect or recognition.

2017/08/07

علت دشمنی رژیم آخوندی با مسعود شجاعی در چیست؟

همانطور که شنیده اید در روزهای گذشته خبر بازی مسعود شجاعی و احسان حاج صفی در مقابل تیم باشگاهی موکابی اسرائیل خبر ساز شده و آخوندها و بچه آخوندها و عوامل آنها همه در بوق و کرنا کرده اند که مسعود شجاعی و حاج صفی کار غیر اخلاقی انجام داده اند. اما علت نفرت آخوندها از شجاعی این مساله نیست.

مسعود شجاعی در سال 88 زمانی که مردم ایران در خیابان بودند به علت همراهی و همسویی با ملت ایران با دستبند سبز در یکی از بازی های تیم ملی حاضر شد و این عکس او خاطر ساز شد.

پس از آن در مصاحبه ای که با رادیو فردا داشت از فساد در فوتبال و همچنین تجاوز به کودکان در مدارس فوتبال پرده برداشت و بخاطر همین امر برای او کمیته اخلاقی تشکیل دادند. تصویر زیر مربوط به مصاحبه مسعود شجاعی و رادیو فرداست:

در اینجا می توانید روزنامه تسنیم را ببینید که در باب احضار شجاعی به خاطر این مصاحبه خبری انتشار داده است.

پس از آن مسعود شجاعی در دیدار با روحانی خواستار ورود بانوان ایرانی به استادیوم شد و این موضوع نیز  خبر ساز گردید. و در آخرین موضوع بازی او مقابل تیمی از اسرائیل بوده است که به قولی خط و مرزهای جمهوری اسلامی را زیر پا گذاشته است.

اما جالب هست بدانید جمهوری اسلامی که خود را مدافع مردم فلسطین می داند و برای آنها یقه می دراند تیم ملی فوتبال فلطسین حاضر به بازی مقابل تیم ملی فوتبال ایران نشد ولی در مقابل اسرائیل بازی دوستانه انجام داد.
و جالبتر اینکه بدانید
شعبان، درویش، ابوصالح، اغبریا، غنایم و ابوناهیه از جمله بازیکنان تیم ملی فوتبال فلسطین هستند که در لیگ اسراییل بازی کرده‌اند.

همه ما به خوبی می دانیم که جمهوری اسلامی در 2 رویی شناخته خاص و عام است و این موضوع دشمنی با اسرائیل نیز از آن 2 رویی تاریخی جمهوری اسلامی است.

ما در کنار مسعود شجاعی دلاور شیرازی ایستاده ایم و او را حمایت خواهیم کرد.

برنامه زنده ای در این باب نیز برگزار کردم که از اینجا می توانید ببینید:




2017/07/28

سال 96 سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال و ورشکستگی کارآفرینان ایرانی

سال 96 را سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال نام گذاری کرده اند ولی وقتی به وضعیت کار آفرینان ایرانی نگاه می کنید در میابید این اسم گذاری ها صرفا شعاری بیش نیست و در عمل آقازادگان و نزدیکان حکومتی نه تنها کمکی به تولید اشتغال نمی کنند بلکه هر کس دل در گرو ایران و تولید شغل برای جوانان ایرانی را دارد با ورشکستگی رو به رو می کنند.
نمونه این امر آقای سیروس گلپرور هستند که کارخانه ای برای تولید از مواد بازیافتی ایجاد کرده اند ولی محصولی را که خود دولت به او فروخته را اجازه ایجاد نمی دهد.
در حکومت ملی آینده ایران باید این گونه کار آفرینان را تقدیر کرد چون کار آفرینی اولین گام برای رسیدن کشور به قله های افتخار است.




آقای گل پرور در نامه ای خطاب به روحانی این گونه می نویسد :
جناب آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران با اهداء سلام و تبریک پیروزی شما در انتخابات

اینجانب سیروس گلپرور، در سال 92 با انجام تحقیقات و اخذ مجوزهای لازم از جمله مجوز اداره محیط زیست برای بازیافت کنستانتره آهن از باطله معدن مس مزرعه اهر، سرمایه گذاری و کارخانه ای در نزدیکی این معدن تاسیس کردم و 42 نفر را بکار گرفتم. همزمان با شرکت ملی صنایع مس ایران برای تحویل باطله معدن مس اهر با غنای 32 درصد و بدون فلزات سنگین قرار داد منعقد کردم. با ارسال اولین محموله در همان سال، مشخص شد باطله ارسالی بر خلاف قرارداد،32 درصد آهن نداشته است. بعد از اعتراض من، قرار شد اولین مجموعه را عودت دهیم و محموله جدیدی تحویل بگیریم. اما این بار اداره محیط زیست دخالت کرد و بر خلاف مجوز قبلی، باطله ها را آلوده کننده تشخیص داد و از عودت آنها به معدن و حمل باطله های جدید، جلوگیری کرد. از آن زمان حدود 3 سال می گذرد و در این مدت 42 جوان استخدام شده بیکار شده اند، سرمایه گذاری و کارخانه احداثی به حال خود رها شده من به دلیل خروجی نداشتن پروژه، نتوانسته ام به تعهدات مالی ام به شرکا و طرفهای تجاری ام عمل کنم و برایم حکم جلب صادر شده و مخفیانه زندگی می کنم. خانواده ام متلاشی و سلامتی ام را از دست داده ام... 
در این 3سال، دایم به ادارات مختلف مراجعه کرده ام اما هیچ پاسخ موثری برای حل مشکل نگرفته ام. یا اشتباه را از مدیران قبلی می دانند و از خود سلب مسئولیت می کنند، یا پاسخ سربالا و از سرباز کن می دهند. با اتمام اندوخته مالی ام، امکان پرداخت هزینه های دادرسی هم ندارم. جناب آقای روحانی؛ در این بلایی که سرمن آمده است، چه تقصیری داشته ام؟ از کجا می دانستم شرکت دولتی بر خلاف قراردادش عمل می کند؟ و از کجا باید حدس میزدم نظر اداره محیط زیست عوض می شود؟! جاب آقای رئیس جمهور، با این نوع برخورد شرکت ها و ادارات دولتی، آیا کسی در این کشور، سرمایه گذاری اشتغال زا انجام خواهد داد؟ اکنون بعد از خدا چشم من و کارآفرینان بالقوه به واکنش شما به این مشکل است و امیدوارم با دستور قاطع شما برای جبران خسارتها و راه افتادن این سرمایه گذاری، بذر امید برای عمل به وعده های انتخاباتی جذاب شما در دل همه ملت و کارآفرینان این کشور جوانه زند. سیروس گلپرور 18تیر 1396

2017/07/19

اندرباب ماجرای پهلوان اصغر نحوی پور

پهلوانان نمی میرند. اصغر نحوی پور دلیر مردی که آخوند مزدور رژیم که در حال آزار دختری بود را گوش مالی داد و سپس به صورت ناجوانمردانه با تیر کلاشینکف نیروی انتظامی جانباخته راه جوانمردی شد. 

اصغر نحوی پور که اصالت مازندارانی داشت و از خانواده های با اصالت شهرری تهران بود بدون هیچگونه سابقه جنایی تنها به جرم نجات یک دختر از چنگال آخوند کفتار. 
راه اصغر را ادامه خواهیم داد


ماجرای دقیق متروی شهرری چه بود؟ پهلوانان نمی میرند
**********************************
در آخرین تماس به خانواده مقتول اصغرنحویپور اعلام شده، دنبال تشییع جنازه نباشید!!
(به نقل از آزادی)
ر شرایط سکوت و بعضا دروغگویی علنی مراجع رسمی، جهت شفاف سازی، برای اولین بار جزئیات کامل و دقیق ماجرا به اطلاع عموم میرسد.
روز شنبه ۲۴تیرماه۹۶ ، "اصغر نحوی پور" ۴۶ساله اهل شهرری، خیابان ۲۴متری زکریای رازی، ورزشکار، مربی بدنسازی و مربی کیک بوکسینگ، ساعت ۱۰:۳۰صبح وارد ایستگاه مترویشهرری میشود؛
در بدو مراجعه و قبل از ورود به گیت اصلی متوجه رفتار تند و زننده یک روحانی با یک دختر جوان میشود، وی متوجه میشود که این روحانی( خلیل ذوالفقاری) با لحن تندی به این دختر بخاطر #حجاب وی پرخاش و توهین میکند، وی در حمایت از این دختر از این روحانی میخواهد که رفتار و لحن خود را اصلاح کند که روحانی با وی نیز به تندی برخورد کرده و میگوید:اولا تو دخالت نکن، تو خودت هم مشکل داری، خجالت نمیکشی یقه پیراهنت بازه!
با توهین روحانی، درگیری لفظی بین این دو شدید میشود،در این حین، دختر محل را ترک میکند و روحانی خطاب به مقتول میگوید: میدم پدرت رو دربیارن...! و توهین دیگری هم میکند و سپس به سمت سکوی مترو می رود.
این رفتار روحانی، موجب عصبانیت شدید مقتول شده وبه دنبال او می رود و از بساط یکی از دستفروشان مترو، یک کاتر برمیدارد و از پشت به ذوالفقاری حمله میکند،
پس از درگیری و زخمی کردن روحانی، عمامه وی را در دست میگیرد و با فریاد جملاتی را علیه آخوندها و علیه حکومت میگوید: من بچه ایرانم، از هیچ چیز نمیترسم، ما خسته شدیم از دست اینها، این چه مملکتیه آخوندا درست کردن؟، این چه اسلامیه که این آخوندا آوردن...
در آن زمان در داخل ایستگاه،پلیس حضور نداشته، اما از ساختمان مجاور ایستگاه که یکی از مراکز اصلی استقرار پلیس مترو تهران است، دو مامور درجه دار کادر،بعد از حدود پنج دقیقه میرسند، مامور،تسلط و تجربه کافی نداشته و به همین دلیل به مقتول نزدیک میشود، تیر اول را هوایی میزند، و با نزدیک شدن مقتول به وی بعد از چند ثانیه تیر دوم را بصورت نیمه مایل شلیک میکند،(در چنین شرایطی باید در فاصله دورتر مستقر وبا نشانه گیری از دور،پای متهم را هدف قرار دهد) تیر دوم به بالای ران و پائین پهلوی چپ اصابت میکند و مقتول نقش بر زمین میشود،و دچار خونریزی شدید شده که بدلیل نبود امکانات اولیه، هیچ اقدامی برای جلوگیری از خونریزی وی صورت نمیگیرد، پس از ۱۰دقیقه که نیروهای اورژانس به بالای سر وی میرسند، بعلت حجم زیاد از دست دادن خون، در داخل آمبولانس فوت میکند.
پس از انتشار خبر اولیه ماجرا واعلام اینکه منشاء اصلی حادثه، "امربه معروف" (مزاحمت) روحانی برای یک دختر بوده، این خبر بازخورد منفی در سطح جامعه و بدبینی نسبت به روحانیون را در پی داشت، چرا که افکار عمومی، امر به معروف روحانی را مسبب قتل این فرد میدانستند و از طرفی میتوانست موجب رعب و هراس روحانیون از حضور در جامعه گردد،
از این رو سناریونویسان حکومتی با ارزیابی کلی شرایط، شکل ماجرا را به کلی عوض کردند! و اصل قضیه امر به معروف را انکار نمودند!!
به این ترتیب طبق سفارش،این روحانی که قبلا قاضی بوده و امام جماعت مسجد مرتضی علی محله دیلمان شهرری نیز هست،در اولین مصاحبه خود بعد به هوش آمدن اعلام کرد که بدون اینکه هیچ برخوردی با ضارب داشته باشد، از پشت سر به وی حمله کرده است و ظاهرا با لباس روحانیت مشکل داشته است!!
و همزمان اعلام شد ضارب درشرایط غیرعادی ( مست )بوده است!!
که البته با اعلام نتایج کالبدشکافی پزشکی قانونی اثبات شد که هیچگونه آثار مشروبات الکلی یا موادمخدر در بدن مقتول وجود ندارد!
بدون شک این روحانی، در بیان ماجرا دروغ گفته است، دلایل زیر به وضوح بیانگر این امر است:
۱. شاهدان عینی و تصاویر دوربین‌های مترو شاهد درگیری لفظی این دو بر سر مزاحمت روحانی با یک دختر بوده اند.
۲. حدود یکساعت پس از ماجرا، تمهیدی معاون سیاسی فرمانداری شهرری در مصاحبه با شبکه خبر اعلام کرد که علت ماجرا، "امر به معروف" روحانی بوده است.
۳. بلافاصله بعد از حادثه، خبرنگار صداوسیما، حسینی بای به محل حادثه اعزام و تلاش کرد تا گزارش ماجرا را با حمایت از روحانی و توجیه" امر به معروف" تهیه کند، که انتشار پشت صحنه انتقادات مردمی خود سوژه شبکه‌های اجتماعی میشود! درنهایت این گزارش با محوریت امر به معروف روحانی مجروح،پخش میشود.
بعد از ماجرا، ابتدا به خانواده نحوی پور اعلام میشود که روز دوشنبه جسد وی تحویل میشود اما وقتی خانواده وی مراجعه میکنند از تحویل جسد خودداری کرده و پلیس امنیت، همزمان از چاپ اعلامیه جلوگیری و حجله‌های متوفی را نیز جمع میکند!
و مسجد محل نیز طبق دستور حاضر به اجازه برگزاری مراسم نمی شود!
در آخرین تماس به خانواده اصغرنحوی_پور اعلام شده، دنبال تشییع جنازه نباشید!!

فیلمی که 20:30 شبکه رژیم قصد داشت از این موضوع بسازد و یاران از پشت صحنه  20:30 گرفته اند و دروغ آن را افشا کرده اند : 

2017/07/13

اندرباب منفعت طلبی و مشکلات آن


از بزرگترین مشکلات مردمان ایران منفعت طلبی است. منفعت طلبی شخصی تا آنجا در ذهن مردمان ایران رواج یافته است که این ضرب المثل را برای آن ساخته اند و می گویند : " دیگی که برای من نجوشد می خواهم کله سگ در آن بجوشد"
این مشکل متاسفانه به قدری فراگیر است که روشن فکر و غیر روشن فکر، سکولار یا اسلام گرا ، زن و مرد نمی شناسند و تا مغز استخوان جامعه ما نفوذ کرده است.

این مساله به میزانی تاثیر گذار است که اجازه نمی دهد مثلا 10 نفر در یک گروه جمع شوند چون همه به فکر منفعت شخصی هستند و حتی اجازه ماندن دو نفر در کنار هم را هم نمی دهند. چون معمولا افراد همیشه خود را بر حق دانسته و تمامی حق و حقوق را بر اساس ذهنیت منفت طلبی برای خود در نظر می گیرند و در مخیلات خود فکر می کنند که کار درست را انجام داده و حتی در حال لطف کردن هستند.
راه حل این مشکل بسیار ساده است اما در ذهن افراد منفعت گرا نمی گنجد. اگر همه افراد گروههای خود را از گروه 2 نفر که یک زندگی معمولی باشد تا یک گروه چند هزار نفره که می تواند یک گروه اپوزسیون باشد را یک سیستم فرض کنند و وظایف خود در قبال سیستم را به خوبی انجام دهند از مزایای در کنار هم بودن به خوبی بهره خواهند برد و به اهدافشان خواهند رسید.
اشتباه استراتژیکی که اکثر منفعت گرایان انجام می دهند سریعا بجای تقویت سیستم که می تواند همان گروه 2 تا چند هزار نفره اشان باشد به سمت منافع شخصی پیش می روند و همین عامل باعث شکست و نرسیدن به اهداف خود یا شکست در زندگی خود می باشد.
اسامی مختلفی نیز برای این امر اختراع شده است و اکثر منفعت گرایان خود را انسانهای زرنگ و باهوش می دانند در صورتی که ضرر کنندگان اول این موضوع خود این افراد هستند.
یکی دیگر از نکاتی که همیشه ما به اشتباه برداشت می کنیم این هست که منفعت طلب نبودن به معنی فداکاری بیش از اندازه است که این اشتباه است. دوری از منفعت طلبی شخصی یعنی وظایف خود را در قبال سیستم به صورت عادلانه انجام دهیم نه بیشتر بخواهیم نه کمتر.
در پایان ریشه این امر هم ندانستن یا نفهمیدن سیستم سپاس گذاری است. وقتی که آموزش سیستم سپاس گذاری را به خوبی ندانیم شرایط پیشین و کنونی را به خوبی ندانیم دقیقا حوادثی به مانند شورش 57 اتفاق می افتد که همگی طلبکار شاه مملکت شده بودند که کشور ما را یک قرن به جلو برده بود. چون بجای سپاس گذاری این کار را دقیقا وظیفه فرد می دانسته و حتی عده ای معتقد بودن که در این راه کم کاری نیز شده است.
وقتی سیستم سپاس گذاری با این موضوع که این کارها وظیفه فرد است و حتی باید بیشتر کند عوض شود اولین ضرر کنندگان همان مردم، محیط و جامعه و افرادی است که قدر این سیستم را ندانسته اند.

2017/07/06

بیش از 23 هزارپیام در تویتر در مخالفت با صدای آمریکا و رادیو فردا و مواضع این دو رسانه در حمایت از رژیم اسلامی

تعداد زیادی از کاربران ایرانی برای نشان دادن مخالفت خود با مواضع رادیو فردا و صدای آمریکا در حمایت از رژیم اسلامی در تویتر دست به اعتراض زدند. آمارهای اولیه حاکی از این است که بیش از 23 هزار نفر با هشتگی که خواستار تغییر در صدای امریکا و  رادیو فردا شده است از دولت امریکا به عنوان نهاد تامین بودجه این دو رسانه خواسته اند که تغییرات عمده ای را در ساختار این دو رسانه انجام دهد و عوامل جمهوری اسلامی را که در جهت تبلیغ رژیم اسلامی در این دو رسانه فعالیت می کنند پاکسازی کنند.

لیست آمار را به شرح زیر می توانید ببینید که از سایتی که به بررسی تویتر می پردازد گرفته شده است :

در روزهای گذشته مطلع شدم که محمد رضا یزدان پناه یکی از کارمندان رادیو فردا که مواضع ملی و بر ضد جمهوری اسلامی داشته است از این رسانه اخراج شده است، یزدان پناه در فیس بوک خود می نویسد :
درست در روزهایی که حکم اخراج من به دلایل سیاسی از رادیو فردا نوشته می‌شد، هانا کاویانی، تحلیلگر سابق شرکت آتیه بهار با ارتقای مقام به عنوان یکی از سردبیران رادیو فردا منصوب شد.شرکت آتیه بهار در تهران، در کار دلالی قراردادهای نفتی میان جمهوری اسلامی با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی است. محمد منظرپور و تریتا پارسی نیز پیشتر در همین شرکت کار می‌کردند.

من نیز در سال 2011 در مصاحبه ای که با روزنامه نیویورک پست داشتم نسبت به عملکرد صدای امریکا اعتراض کرده و گفتم این رسانه به صدای رژیم اسلامی تبدیل شده است.
این مصاحبه را از اینجا می توانید ببینید. 

یاد آور می شوم در دیدار هفته گذشته شاهزاده رضا پهلوی با سناتور ارشد جان مک کین ایشان قول دادند که هر چه سریعتر یک تیم را به پراگ مرکز جمهوری چک که رادیو فردا در آن قرار دارد فرستاده تا راجع به تغییرات عمده در این رسانه وارد عمل شوند.
دیدار شاهزاده رضا پهلوی با سناتور ارشد جان مک کین


امیدواریم هر چه سریعتر این دو رسانه از وجود عوامل جمهوری اسلامی پاکسازی و امکان تبلیغات جمهوری اسلامی از طریق این رسانه های در ظاهر بیگانه و در باطن خودی  گرفته شود.

2017/07/01

Falsche Flüchtlinge aus dem Iran

Sehr geehrte Damen und Herren,

wie bereits telefonisch besprochen, erhalten Sie nachfolgend Informationen über iranische Scheinasylanten in Deutschland. Häufig handelt es sich um Regimemitarbeiter, deren Aufgabe es ist, das iranische System zu unterstützen .

Bei der Wahl zum Präsidenten der islamischen Regierung gab es keine Alternativen; eine Wahl zwischen einer schlechten und einer noch schlechteren Alternative ist eine Farce.


Die iranische Regierung scheut nicht davor zurück, einige der angeblichen Regimegegner sogar zunächst zu verhaften, nach kurzer Zeit aus der Haft zu entlassen und sie als Asylsuchende ins Ausland zu schicken. Dort sollen sie zusammen mit den tatsächlich vom Regime Verfolgten als Asylberechtigte anerkannt werden und Unterstützung erhalten. Ihre Aufgabe ist es jedoch, für die islamische Revolution zu werben und die tatsächlich vom iranischen RegimeVerfolgten zu erkennen und auszuspionieren.

Bei der Präsidentenwahl am 19. Mai 2017 gingen viele dieser in Deutschland lebenden Scheinasylanten zur Wahl, obwohl sie bei der Einreise angaben, dass sie vor diesem Regime geflohen sind.

Den Ausländerbehörden wird es auf diese Weise sehr schwer, zwischen den wirklich Verfolgten, deren Leben in Gefahr ist, und den Scheinasylanten zu unterscheiden. Letztere können problemlos sogar wieder in den Iran einreisen.

Einige der derzeit inhaftierten politischen Gefangenen, wie Atena Daemi und Golroch Irani, die sich für Frauen- und Menschenrechte im Iran einsetzen, haben selbst vom Gefängnis aus zum Wahlboykott aufgerufen.
Als Beweismittel dienen Fotos und Namen von 5 der in Deutschland lebenden Scheinasylanten, die mit ihrer Stimme für den Präsidenten dazu beigetragen haben, dass dieses System weiterhin erhalten bleibt.

Mein Anliegen ist es, die deutschen Ausländerbehörden und die deutsche Öffentlichkeit über diese Scheinasylanten zu informieren. Dieses Vorgehen führte in Australien bereits erfolgreich zur Ausweisung von bisher 6 Scheinasylanten. Ein ähnliches Ausweisungsverfahren läuft derzeit in den Vereinigten Staaten und mehreren europäischen Ländern.

Da wir ein solches Verhalten sowohl dem deutschen Volk als auch den iranischen Oppositionellen und Menschenrechtsorganisationen gegenüber als ungerecht empfinden, bitte ich um Veröffentlichung dieser Tatsachen.

Mit freundlichen Grüßen

--------------------------------------------------------------
با درود
یکی از روشهای جمهوری اسلامی ایران در طی سالهای اخیر برای  سرکوب بیشتر مردم داخل استفاده می کند آلترناتیو سازی است . جمهوری اسلامی به دروغ در ایران انتخابات برگزار می کند که ناسالم و غیر عادلانه است. همچنین جمهوری اسلامی برای فریب دنیا به دروغ زندانیان سیاسی  تقلبی درست می کند و به خارج می فرستد و همچنین پناهنده های تقلبی به خارج کشور می فرستد تا خط و مشی نظام اسلامی را تبلیغ کنند.

در روز 19 می 2017 میلادی تعداد زیادی از پناهندگان ایرانی که  به گفته خودشان جان آنها در ایران توسط حکومت اسلامی در خطر بوده در انتخابات رژیم شرکت کردند. یکی از دلایل شرکت در انتخابات رژیم گرفتن اجازه برای سفر به ایران  است و این موضوع  به حمایت آشکار آنها از جمهوری اسلامی در خاک آلمان منجر می شود. 
حتی در بین پناهندگان کسانی هستند که ادعا کرده اند توسط رژیم شکنجه شده اند ولی اکنون برای جمهوری اسلامی ایران تبلیغ می کنند . معمولا بسیاری از آنها دست اندرکاران رژیم بوده اند. 
این مساله عدم تشخیص پناهندگان حقیقی که جانشان در خطر است و پناهندگان تقلبی باعث ضربه های شدید به پناهندگان واقعی و زندانیان سیاسی شده است. بسیاری از زندانیان سیاسی در ایران که زیر شکنجه  هستند مانند آتنا دائمی ، گلرخ ایرایی ؛ مخالفت خود را با رای دادن در طی بیانه ای انتشار داده اند. 

حال این افراد که به اسم پناهنده در خاک آلمان هستند برای رژیم اسلامی تبلیغ می کنند.این بدین معنی است که  دولت فدرال  آلمان نتوانسته است عوامل رژیم را در بین این پناهندگان تشخیص دهد. 

یکی از راههای شناخت پناهندگان تقلبی این هست که ببینید آنها به ایران سفر می کنند یا نه. چون اگر پناهنده ای جانش در ایران در خطر باشد هرگز به ایران سفر نخواهد کرد . این افراد معمولا از طریق خاک آلمان به ترکیه رفته و با پاسپورت دوم خود که مربوط به جمهوری اسلامی است به ایران سفر می کنند. 


در عکس های زیر می توانید نمونه چهار پناهنده که در انتخابات رژیم در برلین شرکت کرده اند را ببینید. اینها برای حکومت اسلامی در آلمان در برلین تبلیغ می کردند

2017/06/16

لوگوی شیر و خورشید که به طور رسمی در فیس بوک قرار گرفت

طبق آمار تاکنون بیش از 1200 نفر پرچم ملی ایران را روی تصویر خود قرار داده اند

این لوگو را تقریبا یک ماه پیش طراحی کردم و خوشبختانه مورد استقبال خوبی واقعی شد که طبق آماری که می بینم بسیاری از نسل جوان که تحت تاثیر تبلیغات جمهوری اسلامی بوده اند نیز با پرچم ملی خود پیوند خوردند.


برای قرار دادن پرچم رو عکس خود با استفاده موبایل به قسمت تعویض عکس رفته و گزینه اضافه کردن قاب  را بزنید add frame
و سپس کلمه 
Iran
را جستجو کنید
اگر از این راه به نتیجه ای نرسیدید از لینک زیر نیز می توانید استفاده کنید

2017/05/29

مشارکت 70 درصدی جوکی بیش نیست

پس از گذشت نزدیک به دو هفته از حال و هوای انتصابات ریاست جمهوری  در ایران می خواهیم به بررسی دقیق تر  میزان  مشارکت بپردازیم.  جمهوری اسلامی بر طبق عادت همیشگی اش و بر اساس حفظ آبروی جمهوری اسلامی همیشه میزان مشارکت را بین 20 تا 30درصد بیشتر نشان می دهد و اینبار نیز به این امر دست زد . این امر معمولا در ساعت پایانی رای شماری و به صورت توافقی با کاندیدها انجام می شود و اگر دقت کرده باشید رای های رئیسی و روحانی به صورت تصاعدی افزایش دادند .

حالا می پردازیم به نوع تقلب. ابتدا نیاز هست بدانیم در کل کشور چند عدد صندوق رای وجود داشته است؟

تعداد صندوق های رای بر اساس گفته های شبکه خبر جمهوری اسلامی که معتبرترین مرکز خبری در جمهوری اسلامی است 63000 صندوق بوده است.من برای آنکه بعدا این حرف توسط جمهوری اسلامی تکذیب نشود عکس این مورد را گرفته ام و در اینجا قرار می دهم.

تعداد صندوقهای رای در انتخابات 96


حال اگر هر فرد دستکم برای نوشتن دو لیست شورای شهر و ریاست جمهوری و گرفتن تعرفه و مهر و ایستادن در صف 3 دقیقه وقت لازم داشته باشد در حد نهایت 21 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده اند. 

حال این مشارکت 41 میلیونی برای شرکت در این انتخابات آنهم در 3 دقیقه حداقل به 32 ساعت وقت نیاز داشته اند که از نظر عقلانی درست نیست.

البته بعد از اینکه من کلیپی در رابطه با مشارکت تهران ساختم وزارت کشور سریعا بیانیه ای منتشر کرد و میزان مشارکت هر فرد را 48 ثانیه عنوان کرد که شبیه جوک خنده داری بود. شما برای برداشتن یک قلم و کاغذ معمولی بیش از1 دقیقه وقت لازم دارید چه برسد به نوشتن مثلا 21 اسم برای نمایندگان شورای شهر تهران، نوشتن ریاست جمهوری ، گرفتن تعرفه ها و مهر و امضا و انداختن به صندوق.


اگر برنامه انتخابات را دنبال می کردید طبق آماری که در تلوزیون جمهوری اسلامی منتشر می شد تا صبح ساعت 9:00 میزان رای ها به اندازه 25 میلیون بود که کمی نزدیک عدد واقعی محسوب می شد ولی بعد از آن رای ها به یکبار زیاد شد و گفتند که شمارش آرا پایان یافت که این نیز بسیار خنده دار بود. یعنی 20 میلیون رای دیگر را فقط در  یکی ، دو ساعت شمردند !
بهر حال جمهوری اسلامی این کلک کلاسیک را همیشه در انتصابات های خود انجام داده است و این شعبده را که به یک بیعت با رهبر انقلاب اسلامی است مرتب و هر چهار سال تکرار می کند ولی وظیفه ما این است که دروغ اینها را افشا کنیم.

2017/05/19

شهروند درجه سه

شهروند درجه سه
پدر جان می دانم که نه تو رئیسی می شناسی نه روحانی، نه اصولگرا میشناسی نه اصلاح طلب ،تو در این کشور شهروند درجه سه نیز نیستی .
نهایت تفکر تو بدست آوردن نانی است که شب خود را با آن سیر کنی.
و من و امثال من برای آن روزی مبارزه میکنیم که فردی به مانند تو با سن بازنشستگی برای لقمه ای نان مجبور به باربری نباشد و جوانکهای رنگ شده فعلی آنقدر به شعور رسیده باشند که بجای زنده و باد و مرده بادهای دروغین به فکر ساختن آن ایرانی باشند که در آن فقر معنی ای نداشته باشد.
تا آن روز ، نه سازش ، نه تسلیم ؛ نبرد تا آزادی

2017/05/11

پاسخی دندان شکن از یک نوجوان 16 به ترانه علیدوستی در تویتر در باب شرکت در انتخابات

ترانه علیدوستی با انتشار یک تویت بر شرکت در انتصابات تاکید کرد . در پاسخ او یک نوجوان رای اولی می گوید :

من نمي دونم تو چه فمينيستي هستي كه به آخوند راي ميدي من راي اولي ام ولي راي نمي دم


باید گفت : درود به شرف و شعورت باد که با 16 سال سن از هر هنربند دیگری آگاه تر هستی 

2017/05/02

تحلیلی بر قتل سعید کریمیان ، قتلی مبنی بر تصفیه حساب جناحی رژِیم


در این چند روز شاهد تحلیل های گوناگونی پیرامون قتل مدیریت شبکه جم (سعیدکریمیان) بودیم. داستان های زیادی در بابهای مختلف می شندیم مثل مجاهد بودن کریمیان ، قتل ناموسی وی و ... که همه اینها به دور از واقعیت است.


چیزی را که من در این روزها با کمی تحقیق محلی به دست آوردم علت این قتل که قتل پر هزینه ای نیز بوده (به وسیله یک تیم، با اسلحه ؛ ماشین بی پلاک و...) نمیتواند صرفا قتل ناموسی و انتقام گیری شخصی باشد. (به اخلاق مدار بودن یا بی اخلاق بودن آقای کریمیان کاری ندارم چون آن را باید بعدها قضاوت کرد) .

سعید کریمیان که احتمالا توسط یکی از جناح های حکومتی تغذیه مالی میشد صرفا قربانی تصفیه حسابهای مالی بین باندهای حاکمیت شد. اگر دقت کرده باشید در تلوزیون جم یک سری برندهای داخلی تبلیغ میشد که هر کدام به یک سری کارخانه های بزرگ می رسید و هر کدام از این کارخانه ها هم به یک شخص دانه درشت ختم می شد. از سوی دیگر جناح های دیگر رژیم که در کار واردات بودند از این تبلیغات آشفته و ضرر سنگینی دیده اند. در قسمت دیگر مجموعه کانالهای جم صرفا مطیع بخش خاصی از حاکمیت بود و خطر آن وجود داشت که با در دست داشتن نزدیک 14 کانال مختلف بر روی چندین ماهواره حتی کودتای رسانه ای برای آنها بسیار ساده بود.


به هر روی وقتی سر چشمه خبرهایی چون مجاهد بودن کریمیان و ... را دنبال می کنیم به سایتهای جمهوری اسلامی می رسیم. پس به قول ظریفی اگر می خواهید بدانید چه کسی کریمیان را کشته پیگیری کنید و ببینید چه کسی او را به مجاهدین چسبانده است .

مافیای درونی رژیم با این ترور پیام سختی برای جناح مقابل خود فرستاد آنهم در آستانه انتخاباتی که جناح های مافیایی رژیم درصدد گرفتن منصب ریاست جمهوری برای چپاول بیشتر ملت ایران هستند.

امید است که این پرونده در آینده روشن شود هر چند معمولا این قتلهای برون مرزی همیشه در هاله ابهام باقی می ماند .

2017/04/24

حکومت پادشاهی پارلمانی چیست و تفاوت آن با نظام جمهوری اسلامی

بر اساس نمودار :

در سیستم پادشاهی پارلمانی راس امور مردم قرار دارند که با انتخاب نمایندگان مجلس در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک تشکیل مجلس ملی را می دهند.

در مجلس ملی بر اساس اکثریت آرا حزبی که بیشترین رای را دارد مسئول تشکیل دولت می شود و نخست وزیر این مسئولیت را به عهده می گیرد.
هر 4 سال انتخابات مجلس انجام می شود و سیستم کاملا دموکراتیک و در چرخش است.
پادشاه در سیستم پادشاهی پارلمانی :

1-صرفا یک مقام تشریفاتی است و قدرت سیاسی ندارد.

2-وظیفه پادشاه بودن سمبل و نماد و یکپارچگی کشور است

3-تمام وظایف پادشاه در سیستم پادشاهی پارلمانی سمبلیک است.

4-مجلس اگر تشخیص به نا کار آمدی پادشاه دهد از طریق یک رفراندوم یا تغییر قانون می تواند تغییرات لازم را به وجود آورد.-------------------------------------------------------
سیستم حکومت جمهوری اسلامی :
-------------------------------------------------------------
قدرتهای رهبر جمهوری اسلامی :


· تعیین سیاستها کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.

· نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.

· فرمان همه‌پرسی.

· فرماندهی کل نیروهای مسلح.

· اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای مردمی.

· نصب و عزل و قبول استعفای: مسئولان کشور.

· تعیین فقهای شورای نگهبان.

· تعیین رئیس قوه قضاییه.

· تعیین رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

· تعیین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران.

· تعیین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

· تعیین فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
------------------------------------------------------------------------------

از 10 کشور برتر دنیا طبق نمودار لگوتوم پروسپرتی 8 تای آن به شیوه پادشاهی پارلمانی اداره می شود.
نمودار لگوتون پروسپرتی : 


2017/04/20

پاسخی به خزعبل سایت امپراطوری دروغ در باب اینجانب (مهدی میرقادری)

چند هفته پیش سازمان ملل ترکیه طی تماسی از من خواست که ارتباطاتم را محدود و فعالیتم را کم کنم و از امکان وجود تهدید به من هشدار داد امروز مشاهده کردم که نام من هم به عنوان عنصر سلطنت طلب که از راه اسلام هراسی امرار معاش میکند ! در یکی از سایتهای جمهوری اسلامی ثبت و مقاله ای در باب این جانب منتشر کرده اند.

باید همینجا در پاسخ بگویم اگر این اسلام هراسی نان داشت مجبور به این زندگی سخت در ترکیه نبودم که جان خود را در این راه بر کف دست گرفته و یک تنه به مبارزه با شما اشغالگران میهنم برخیزم . نه دشمنان عزیز، تنها راهی که راحت میتوان در این دنیا امرار معاش کرد این هست که جلوی ظالمینی به مانند شما کمر تعظیم فرود آورد و به مزدوری و فروختن وطن و هموطن پرداخت که آن در مرام من نیست..این اسلام هراسی امرار معاش ندارد حتی کشورهای پناهنده پذیر هم یک اسلام هراس را به خود راه نمی دهند و پرونده اش را کنار میگذارند که در همین سرزمین با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم کند.این اسلام هراسی فقط یا مرگ دارد یا بدبختی و نیستی ولی این به معنی کوتاه آمدن از این راه نیست . چون شما کشور ما را اشغال کرده اید و باید آن را پس دهید.
راه من از راه آن دسته که در خارج کشور فقط موقع رای دادن یاد هموطنان داخل می افتند آنهم برای اینکه راحت به ایران بروند و بیایند و کسی کاری به آنها نداشته باشد و مردم بدبخت سرزمینم نیز چپاول شده و بدبخت بمانند و آنها در برج میلاد بستنی روکش طلایشان را بخورند جداست.

من وقتی پای در این راه آزادی کشورم گذاشتم وصیت خود را نیز نوشته ام و فکر تمام این مسائل و دروغهای شما را هم کرده ام نه تهدید ، نه سختی زندگی در غربت و دوری از خانه و خانواده ذره ای از عظم من برای بازپسگیری کشورم از شما کم نخواهد کرد.

حال بروید عکس من را با سمیت 1 لیری و چای 1 لیری که جمع یکسوم 1 دلار میشود بگذارید و بگویید از اسلام هراسی امرار معاش می کند. سمیت 1 لیری میخوریم ولی کشور را نمیفروشیم مطمئن باشید.
تصویر از سایت امپراطوری دروغ 

2017/04/10

شاهزاده رضا پهلوی حرکت اساسی را اعلام کرد : جایگزینی نظام پادشاهی بجای جمهوری اسلامی با یک انقلاب مسالمت آمیز

مدتها بود هواداران پادشاهی منتظر اعلام چنین سخنی از سوی شاهزاده رضا پهلوی بودند . حتی به عقیده بسیاری اگر ایشان صرفا تمرکز روی ایجاد یک حزب پادشاهی خواه می گذاشتند بزرگترین حزب تاریخ معاصر ایران شکل میگرفت زیرا مخالفین هوادار پادشاهی رژیم از نظر تعداد بسیار زیاد ولی به صورت پراکنده در سازمانهای مختلف هستند.

دیروز شاهزاده در مصاحبه با آسوشیتدپرس عملا این موضوع را اعلام کردند . این مصاحبه نیز به صورت گسترده ای در میان سایتهای انگلیسی زبان و سایتهای خبری فارسی زبان همچون فاکس نیوز و ... انتشار داده شد.


شاهزاده در این مصاحبه فرمودند  این انقلاب باید مسالمت‌‌آمیز باشد و می‌تواند با اعتصاب‌های سراسری کارگری آغاز شود. رضا پهلوی که در ماه‌های اخیر و در پی انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا فعال‌تر از پیش شده است در مصاحبه با خبرگزاری ‌‌آسوشیتدپرس خواستار جایگزین کردن رژیم روحانیون در ایران با رژیم پادشاهی پارلمانی شد‌؛ رژیمی که در آن به حقوق بشر احترام گذاشته می‌شود، اقتصاد دولتی مدرنیزه می‌شود و می‌تواند حسن نیت خود را به غرب و همسایگان سنی ‌خلیج فارس ثابت کند تا سوء ظن به مقاصد ایران به خاطر نقشی که در عراق، سوریه و یمن ایفا کرده از بین برود. او می‌گوید، تمرکز خود را در حال حاضر بر "آزاد" ساختن ایران نهاده و بدون به خطر انداختن مصالح و استقلال ایران هر وسیله‌‌ای کمک خواهد گرفت و هر کسی که "مایل به دست دادن با ماست"، چه آمریکا باشد یا عربستان سعودی، اسرائيل و دیگران را مد نظر قرار خواهد داد.

به باور من به عنوان یک هوادار پادشاهی که سالها فعالیت شاهزاده را دنبال کرده ام اکنون بایستی تمامی هواداران پادشاهی که به نوعی دچار پراکندگی  گردیده اند در جهت تحقق این انقلاب مسالمت پیرامون شاهزاده گرد آمده و برای انجام این امر خطیر او را یاری کنند.


برنامه فیس بوکی من در این باب

2017/03/26

به مناسبت 6 فرودین 2576 شاهنشاهی آیین زرتشت را برگزیدم

امروز 6 فرودین 2576 شاهنشاهی است  روزی که تصمیم گرفتم به صورت قلبی و رسمی آیین زرتشت را بپذیرم.

تقریبا من از موقعی که نوجوان  بودم سوالات مختلفی در باب اسلام در ذهنم بود. مثلا یکی از اطرافیان میشنیدم که میگفتند این را نگو که سنگ می شوی ؟!
اگر روزه نگیری به جهنم خواهی رفت و چنان تو را خواهند سوزاند که استخوانهایت باقی نماند.

کلا هر چه می دیدم و می شنیدم از سنگ شدن بود و از سوزاندن و از ترس و ایجاد رعب. من نیز از کودکی کسی بودم  که هر جا میخواستند موضوعی را به من تحمیل کنند به سختی مقاومت میکردم و حتی میجنگیدم در این راه. توان خم کردن سر در برابر زور و تحمیل را نداشتم.
6 فرودین تولد آشو زرتشت ورجاوند 


البته در همان مقاطع با دوگانگی نیز مواجه بودم که می دیدم آخوندهای مفت خور که مثلا نماد دین و اسلام هستند از یک سو مردم را به مثلا کارهای خوب و دروغ نگفتن و اصراف نکردن و ... دعوت می کنند و از سوی دیگر خود عکس همه اینها را عمل می کنند از دزدی و چپاول گرفته تا تجاوز و زنا با زنان شوهر دار و خوردن مال مظلوم و ...

همه این دو گانگی ها به اضافه آموزه هایی از بزرگانی که از چندین سال پیش به نقد اسلام دست زدند همچون شجاع الدین شفا ، رضا فاضلی ، فرود فولادوند ، منصور انصاری ، هومر آبرامیان و ....باعث شد که به این اندیشه برسم که این مذهب اسلام یک مذهب تحمیلی بوده که کلا در فلسفه وجودی خود و فلسفه اجرا کنندگان که خود آخوندها باشند در تضاد کامل است.شاید اولین کتابی که من را به اندیشه عمیق فرو برد کتاب  " خیام و آن دروغ دلاویز " نوشته هوشنگ معین زاده بود.

تقریبا من به مدت 10 سال از سن 20 تا 30 سالگی که اکنون درون آن به سر میبرم تصمیم گرفتم که هیچ دین و مذهبی را اختیار نکنم و شاید در این مدت بیشتر تحت تاثیر افکارات لیبرال_ کمونیستی که فضای این روزهای رسانه های غربی را نیز پر کرده اند و دین را مایه بدبختی بشریت می دانند و بی دینی را معادل یک انسان روشنفکر و ... بیان کرده اند بودم و همچنین به سختی با دینمداران از هر دسته گروه در نبرد بودم. ولی با مطالعات دقیق تر در یافتم که این موضوع گرفتن دین از جامعه نیز یکی از راههای تسلط بر آن جامعه است به نحوی که یافتم بدون دین و فسلفه کامل زمینه سقوط جامعه از لحاظ اخلاقیات و معنویات فراهم میشود و شاید این بی بند و باری اخلاقی در هر زمینه ای که می بینید نتایج این هست که مردم تحت تربیت اسلامی آخوندها که خود مصداق بزرگترین بی خردی هاست به ناگاه از همان نیز خارج شدند و تصمیم گرفتند فقط در راه منفعت شخصی همه چیزو  همه کس را قربانی خود کنند. این نیز خواست اصلی استعمارگران است .

چرا آیین زرشت

باید گفت همیشه و از همان کودکی علاقه مند سه پند بودم : گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک . این سه پند بسیار برای من ایرانی قابل هضم تر بود تا آن آموزه ها بیابانی اسلام که با متد آخوندیسم به من تحمیل میشد .
علت دیگر انتخاب آیین زرتشت این بود که آیین زرتشت یک آیین زمینی بود نه آیین آسمانی . یعنی صرفا برای این آمده بود که انسانها در طول این حیات مادی خود بر اساس همان سه پند زرتشت بزرگ یک جامعه انسانی با خصوصیات انسانی را بسازند و هدف برقراری یک شناخت درست از فلسفه زندگانی است. آیین زرتشت نه اجباری را به کار میبرد نه در زندگی افراد دخالت می کند نه برای دیگران حکم قطع دست و پا و اعدام صادر می کند نه می خواهد دکانی برایش باز شود و از راه امامزاده و مقبر ها برایش پولی جمع شود نه نیاز هست برای اهورمزدای آن روزی 7 بار به سمت عربستان سعودی دولا و راست شد و نیز برای صدور آن به دیگر کشورها شمشیر به دست گرفت. زیرا آیین زرتشت تنها با روشن کردن چراغ می آید.

بسیاری از ایرانیانی که دینی را پذیرفتند یا از اسلام خارج شدند شرایطی مثل اجبار ، مطالعه نکردن درست ، عدم شناخت و حتی دلایلی مانند گرفتن پناهندگی از دیگر کشورها را لحاظ قرار می دهند و پس از اینکه به هدف و مقصود خود رسیدند یا به همان اسلام عزیز بازمیگردند یا در دوگانگی به سر میبرند و یا کلا بی دینی می شوند. اما من با مطالعه کامل این کار را انجام دادم و حتی با علم و سفارش بسیاری از دوستان دلسوز که می گفتند مسیحیت را برگزین که سودهای آن همچون راحت تر پذیرفته شدن برای رفتن به کشورهای مسیحی  بهره ببری من آن را رد کردم زیرا هدف و قایت من در جایی به اسم ایران خلاصه می شود .  آیین زرتشت آیین سرزمین من است و من یک سرزمین بیشتر ندارم و آنهم ایران است . من در طول زندگی ام بسیار و به ندرت کار را به خاطر منافع شخصی ام انجام داده ام و بیشتر انتخابهایم صرفا منفعت گروهی و یا از روی مطالعه و تحقیق بسیار بوده است.برای پذیرفتن این آیین هیچ مبلغ مذهبی به سراغ من نیامد چون آیین زرتشت اینقدر شفاف و آشکار و همه فهم است که با مقداری خواندن و مطالعه آن را درخواهید یافت.

به عنوان آخرین صحبت باید بگویم که دین اسلام به سرعت هر چه تمام تر دارد از بین  مردم ما بیرون می رود هر چند این قضیه  پدیده ای است نیکو زیرا سالیان سال ما در این  پیکار هستیم که مردم را آگاه سازیم ولی وجود نداشتن یک دین واحد در کشور می تواند تهدید کننده تمامیت ارضی ما ، از هم پاشیدگی اجتماعی و اخلاقی جامعه ما و بسیار مسائل دیگر را در پی خواهد داشت. پس از این رو به تمامی یاران خود توصیه میکنم که با مطالعه کامل بیاییم و به آیین نیاکانمان بازگردیم تا این سیه روزی را از کشور خود پاک کنیم و یک جامعه بسیازیم که وقتی می گوییم نژاد آریایی این را با افتخار تمام بیان کنیم.

2017/03/05

جایزه اسکاری که مایه خجالت و شرمساری شد

کمتر کسی که درباب گرفتن اسکار توسط اصغر فرهادی چیزی نشنیده باشد . تحلیل های بسیاری در این رابطه نیز انجام گرفت که البته با زیر و رو کردن شبکه های مجازی و تلوزیون ها و مفسرین ایرانی و امریکایی اکثرا این کار را مدیریت شده به صورت مشترک از طرف آکادمی اسکار و خود فرهادی برای حمله به ترامپ دانسته بودند.

کافی بود کمی در بین کامنتهای ایرانیان و آمریکایی ها جستجویی کنید تا به عمق این فاجعه پی ببرید. مهم ترین قسمت این آبروریزی این بود که در نامه ای که فرهادی به دست انوشه انصاری و فیروز نادری داد تا در آنجا بخواند رئیس جمهور منتخب  آمریکا و سیاست هایی که برای تامین امنیت کشورش گرفته شده بود را به باد انتقاد گرفته و بجای اینکه از این تریبون جهانی از حق مردم ایران دفاع کند عملا تبدیل به بلندگوی حکومت جمهوری اسلامی برای انتقاد علیه ترامپ شده که اگر نمی دانستیم نویسنده این نامه کیست شاید خیال میکردیم از طرف قاسم سلیمانی یا سعید قاسمی یا دیگر سران سپاه آمده باشد. در اینجا که آدم یاد مثل معروف می افتد که اگر حرف نزنی نمی گویند لال هستی.

از یک سو پرفسور فیروز نادری که نام نیکی در زمینه علمی دارد  این نام نیک را بر روی اسب بازنده ای شرط بندی کرد که باعث شد در این یک هفته گذشته آماج حملات  و پرسش های گوناگونی از مردم باشد که چرا به نمایندگی از این فرد به آکادمی اسکار رفتی؟ پرفسور نادری بعد از این حملات با حالت دلخوری مطلبی را در فیس بوک منتشر کرد و ضمن اینکه گفت من از سال 1388 صدای مردم ایران شدم و از حق آنها دفاع کرده ام به شاهزاده رضا پهلوی و شهبانو نیز متوسل شد و خود را دوستدار آنها معرفی کرد بلکه کمی از این اشتباه استراتژیکی که کرده است کاسته شود .

البته بر انوشه انصاری هیچ سخنی وارد نیست چرا که تکلیف او مدتهاست که روشن است و آوازه همکاری او با لابی های جمهوری اسلامی در آمریکا در همه جا شنیده میشود.

جالب اینجاست که در یک برنامه آمریکایی به این موضوع به خوبی اشاره شده و به فرهادی گفته می شود تو از سرزمینی می آیی که به روی زنهایتان اسید میپاشند و آزادی بیان در حد صفر است و کودکان اعدام می شوند و بسیاری از مردم برای آزادی در زندان هستند حال به یک قانون داخلی امریکا ایراد گرفته ای . این فیلم را می توانید از اینجا ببینید :


حال چرا این موضوع باعث آبروریزی برای ایرانیان شد ؟
اگر مطالب وبلاگ من را خوانده باشید 5 سال پیش وقتی از جایزه اصغر فرهادی دفاع کردم. اما پس از آن مشخص شد که اصغر فرهادی دست نشانده جناح حکومتی به اسم اصلاح طلبان است و علت حملات از طرف اصولگرایان و بسیجی ها هم همین دعوای درون نظام خودشان است. اکنون که در طی این سالها این ماسک از چهره اینها افتاد و فهمیدیدم که اصولا اصلاح طلب و اصول گرا 2 بال حکومت اسلامی برای نجات این حکومت است که هر کدام برای جیب خود و خانواده خود و آقازاده هایشان تلاش می کنند دریافتیم که آن موقع نیز تلاش فرهادی برای نجات این حکومت بوده است.

امسال نیز وقتی تمامی ایرانیان شریف و میهن پرست تلاش کردند با آمدن دیپلماسی جدید در کاخ سفید و وضع  قوانین محدودیت سفر بر ایرانیان حساب رژیم جمهوری اسلامی  را از مردم جدا کنند و بگویند که این حکومت از ما نیست فردی به مانند فرهادی این پیام را فرستاد که دقیقا حکومت و مردم ایران یکی هستند و مسدود کردن و محدود کردن حکومت یعنی محدود کردن مردم ایران  و این دلیل واضحی بود بر اینکه از طریق این تریبون این آبروریزی بزرگ را به وجود آورد.

البته این نکته را هم یادآوری کنم که اکنون بسیار  آشکار گردیده که جوایزی مثل نوبل ، اسکار و جوایز بزرگ جهانی همه فقط انگیزه سیاسی پشت آنها است و اصلا منصفانه به انسان ها تعلق نمی گیرد.
بهر حال باید گفت قلمی که در راه مردم ایران ننویسد قلم نیست و هنرمندی که در راه ملت ایران نباشد هنرمند. پس هزاران جایزه و میلیون ها اسکار و نوبل ذرته المثقالی برای مردم ارزش ندارد اگر در راه آزادی ملت و کشور ایران صرف نشود حال اینکه بر عکس آن در راه نگهداشت رژیم صرف شده است .

پ.ن : تحلیل دکتر تقی زاده را در این باب ببینید 

2017/02/23

قیام استخر ، نژاد آریایی و اسلام اجباری به زور شمشیر

امروز می خواهم بر خلاف سایر نوشته هایم که جنبه های تحلیلی و سیاسی داشت یک داستان تاریخی  واقعی  بنویسم که مقادیر بسیار زیادی نیز به من مربوط است . بسیاری من را به نام مبارز نستوه میشناسید و بعضا هم مهدی میرقادری . من متولد شهری تاریخی به نام اقلید فارس هستم .شهری در شمال استان فارس .اقلید یک کلمه یونانی است به معنای کلید و از قدیم به این شهر کلیل یا کلید نیز میگفتند به معنای اینکه هر آنکس بتواند این شهر را فتح کند می تواند کل منطقه پارس را فتح کند. این شهر یکی از بخش های شهر آزارگاتا در زمان هخامنشی بود و مرکز تربیت اسب های جنگی کورش بزرگ شمرده می شد.

در زمان ساسانیان شهر استخر مرکز حکومت ساسانیان شمرده میشد و اقلید نیز یکی از شهرکهای  شهر استخر به شمار می رود. اگر تاریخ را خوانده باشید حتما می دانید که  پس از فتح استخر به دست  لشکر اسلام  در سال های 28- 30 قمری مردم انجا دست به شورش زدند و حاکم عرب استخر را کشتند . عثمان خلیفه سوم عبدالله بن عامر را برای فرو نشاندن شورش استخر به این ناحیه اعزام داشت. مردم استخر با نهایت مردانگی و فداکاری در برابر لشکریان عبدالله عامر پایداری کردند تا جایی که وی به خشم امد و سوگند خورد ان قدر از مردم استخر بکشد تا خون روان گردد و بعد فتح 40000 نفر را گردن زدند  و خون آنها را جاری کردند. البته بازهم مردم استخر از این امر نهراسیدند  و وقتی عثمان در مدینه به قتل رسید بازهم  از فرصت استفاده کرده و دست به شورش زدند که همان امام اول شیعیان که در آن زمان خلیفه چهارم شده بود و بسیار هم برای ایرانیان مقدس هست یعنی علی بن ابوطالب یک لشکر به سرکردگی عبدالله بن عباس به استخر می فرستد و باز هم مردم استخر دلیرانه در برابر او مقاومت می کنند ولی بازهم در اثر کمبود نیرو شهر سقوط میکند و عبدالله بن عباس فرستاده امام علی  شروع به کشتار مردم شهر می کند و آنقدر از مردم میکشد که در شما نمی آید.
داستان بدینجا ختم نمی شود .دوباره در سال 29 هجری قمری  مردم دلیر استخر باز هم بر حاکم عربی که بر سر آنها گذارده بودند شورش کردند و تا سال 32 هجری قمری یعنی سه سال به مبارزه پرداختند که نهایتا در سال 32 هجری قمری بازهم این شورش شکست خورد و بیش از 40 هزار و بعضی روایت ها می گوید تا 100 هزار نفر از مردم شهر را بکشتند به گونه ای که آنقدر خون مردمان در شهر باقی مانده بود که این خون ها پاک نمیشد تا آب گرم بر خون ها ریختند.

گفتن این داستان تاریخی از این جهت ضروری بود که اگر چه اعراب بر شهر تاریخی من تاختند نام های ما را به زور تغییر دادند و نام های عربی کردند و حتی پیشوند سید هم بر آن نهادند که فراموش نکنیم که برده آنها هستیم اما مساله خون مساله ای است که هیچ گاه از بین نمی رود. شاید 1400 سال از آن روزگار بگذرد ولی این خون سر انجام در رگهای ما خواهد جوشید و راه خود را پیدا خواهد کرد . برای من این چنین بوده است  و مطمئن هستم برای بسیار دیگر از ساکنین استخر بزرگ نیز این چنین خواهد بود.  من نه اسم عربیتان را میخواهم نه سیدتان را و نه آن دین بیابانی  که برای ما به ارمغان گذاشتید .

 پدران ما در راه بازپس گرفتن این وطن از اعراب و مسلمین خونهایشان هنوز در شهر استخر جاری است و اگر این خون ها را نمی بینیم باید کور باشیم و اگر آن رشادت ها را نمی بینیم باید بی غیرت و بی تفاوت باشیم و خون تازی در رگهایمان جاری شده باشد یا اینقدر آخوندها که در واقع همان جانشینان کسانی هستند که پدران ما را کشتند و به مادرانمان تجاوز کردند داستان های دروغ گفته اند که آن را باور کرده ایم. به مانند همان داستانی که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتند.

حال  جالب هست که جانشینان همان اعراب که بر ما حمله کرده اند قوانینی نیز وضع کرده اند که اگر شما از این دین ما بیرون شوید و بگویید دین ما را نمی خواهید و میخواهید به آیین پدران خود بازگردید حکم شما محارب با خدا است . البته در حقیقت محارب با خدای اعراب .  و گرنه اهور مزدای ایران نیاز ندارد برای محبوبیت از شمشیر استفاده کند .

چرا امروز این مطلب را نوشتم . چون احساس میکنم خون پدران ما که در سنگ فرشهای شهر استخر ریخته شد و آن غیرت و فداکاری که در بازپسگرفتن شهر از اسلامیون بارها و بارها و بارها انجام شد اکنون بی توجه مانده . اکنون نمی دانیم که بودیم از کجا آمدیم و وقتی بی هویت باشیم مسلما راحت بر سر ما مسلط می شوند.

آری تاریخ شهر خود را بشناسیم ، به آن افتخار کنیم ، بدانیم که برای آزادی این وطن برای زیر بار زور نرفتن پدران ما خونهای زیادی دادند. اگر به خود میگوییم نژاد آریا در عمل هم نشان دهیم . اولین خصوصیت نژاد آریایی ارجحیت دادن منافع ملی و گروهی بر منافع فردی و نپذیرفتن هر نوع آیین های بیابانی هست که از عربستان برای ما صادر کرده اند. 

2017/02/22

ملی گرایی یک امر ذاتی و مشترک

ملی گرایی یک امری ذاتی و مشترک بین بعضی مردمان جهان است. همانقدر از ملی گرایی در امریکا با آمدن ترامپ خوشحالیم از تغییر دولت فرانسه و آمدن ماری لوپن خوشحال خواهیم شد و به همان نسبت از بازگشت ملی گرایان آلمانی. چون ملی گرایان اصول گرا ، هیچ موقع اصول و ارزشهای خود را فدای منافع نمی کنند به مانند ماری لوپن که امروز حاضر نشد بخاطر دیدار با یک مفتی 2 زاری لچک بر سر کند . یا ترامپ که حاضر نیست بخاطر خوش آمد آخوند باج به آنها دهد.

ماری لوپن
جالب هست وقتی با ملی گرایان دیگر کشورها نیز صحبت می کنیم آنها نیز از ملی گرایان دیگر کشورها حمایت می کنند و فقط به منفعت خود نگاه نمی کنند و این تفاوت عظیم هست بین آنها با دیگرانی که به دروغ بر شعارهای برابری ، آزادی ، فمنیسم ، حمایت از حق زن و همجنسگرا ، کودک و ... می کوبند که دکان های خود را رونق دهند.سرچشمه همه اینها هم یک گروه خاص هستند که در دنیا پراکنده هستند و با این شعارها دنیا را برای خود می خواهند .

به امید روزی که ملی گرایان واقعی در ایران نیز کشور خود را پس بگیرند.

2017/02/11

بخشی از نوشتار آمریکای از کار افتاده نوشته دونالد ترامپ

دکترین ترامپ رئيس جمهور آمريكا نسبت به جمهورى اسلامى و آينده آن ؛
ترامپ در سال ٢٠١٥در نوشتاری تحت عنوان "آمریکای ازکار افتاده" ، دکترین خود را برای چگونگی بازگرداندن آمریکای آسیب دیده کنونی به دوران پر شکوه گذشته توضیح میدهد.
در اين نوشتار (در صفحه ٣٨)، به سراغ نقش مهم ایران می رود و به ارزش ایران نیرومند و سالم و یکپارچه در بالا بردن جایگاه آمریکا می پردازد.
ترامپ می نویسد:
"ایران پیش از انقلاب، یک ایران روشن و درخشنده ای بود که پس از این حکومت ویرانه شد. اکنون با رژیم کنونی به هیچ روی نمی شود همکاری کرد. با رژیمی که رسما اعلام میکند که اسراییل تا بیست و پنج سال آینده باید از روی نقشه جغرافیا محو شود.
و اکنون بر ماست که مشت محکمی بر صورت رهبران و هواداران چنین سیستمی بزنیم."
توضیحات ترامپ در اين نوشتار، گویای اين مهم است که براى بازگشت به آمریکای بزرگ، تغيير رژيم كنونى ايران و سرنگونى آن و جايگزين شدن يك نظام دمكرات و سكولار به جاى آن يكى از لوازم موردنياز است

2017/02/07

به راستی چه تعداد ایرانی در ناسا اشتغال دارند ؟

در سالهای اخیر آمارهای مختلفی از ایرانیان شاغل در ناسا شنیده ایم ولی به راستی چه میزان ایرانی در ناسا شاغل هستند ؟

به گفته خود پرفسور نادری چیزی حدود ۲۵۰ تا ۳۵۰ از ۲۵۰۰۰ کارمند ناسا ایرانی‌ الاصل هستند یعنی‌ حدود ۱% که می توانید این فیلم را از اینجا ببینید : 




حال در این موضوع ویزای آمریکا عده ای که بیشتر رو به قبله نظام آخوندی نماز می خواندند با دادن آمارهایی که مثلا 43% از کارمندان ایرانی ناسا را اداره می کنند سعی در گمراه کردن افکار عمومی را داشتند .

همانطور که در زیر می بینید حتی از زبان دکتر نادری گفتند که ایشان به ترامپ گفته است که این کار بی شرفی است !





این در حالی است که سریعا دکتر نادری با عنوان این که این خبر کذب است این بیانیه را در فیس بوکش انتشار داد .

یکی از رسالت های واقعی ما  ملی گرایان این است که ابتدا خودشناسی را در جامع رواج داده و از بزرگنمایی  در باب خود خودداری کنیم .  این بدین منظور است که توان اصلی خود را بشناسیم و با آن قدرت و ضعف خود را پوشش دهیم. 

2017/01/17

سخنی اندر باب مسیحیت و اسلام

وقتی صحبت ازانتقادها از اسلام پیش می آید سریعا عده ای (از طرف مسلمین و یا آتئیست ها) صحبت از جنایات مسیحیت در قرون وسطی می کنند و می گویند چرا اکنون نسبت به آن انتقادی نمی کنید .
مساله بسیار ساده است . علت اینکه اکنون نسبت به اسلام انتقاد است و نسبت به مسیحیت نه چون مردمان فعلی در زمان حال زندگی می کنند نه در زمان گذشته . در همان عهد رنسانس که مخالفت ها علیه سیطره کلیسا بلند شد و مردمان بسیاری قیام کردند تا سیطره کلیسا را خاتمه دهند بزرگان مسیحیت به مانند مارتین لوتر خود فهمیدند که راه اشتباه است و باید برای نجات دین خود و باورهای خود دست از افراطی بازی بردارند و دست از سر زندگی و جان و مال ناموس مردم نیز بردارند . همین اصلاحات پیش آمده باعث شد که آبروی مسیحیت حفظ شود و حساسیت مردم نسبت آن کم شود و در واقع مخالفتی با آن به صورت عملی نباشد .

اکنون که در بسیاری از کشورها جنایاتی به اسم اسلام انجام می شود و کسانی که به عنوان بزرگان اسلام هستند یا سکوت می کنند یا خود در این جنایات نقشی دارند این بسیار طبیعی است که نوک تمامی انتقادات اکنون به سمت اسلام است چون هیچ نوع تغییر سیستماتیکی در این سیستم به وجود نیامده . در کشورهای مسلمان (به صورت اسمی) به مانند ایران هم که اسلام به عنوان یک دین بی آزار در آمده بود باز همین علمای اسلام بودند که دست همکاری به مارکسیست و عوامل اطلاعاتی غرب دادند تا نوع دیگر از اسلام را به مردم نشان دهند . یعنی خود خواستند که آبروی دینشان برود.

به هر روی طبق اصل سوم نیوتون هر کنشی مساوی واکنشی است و تا زمانی که اسلام هیچ نوع تغییر بنیادین درونش ایجاد نشده ، کشورهای مسلمان به جای صحبت از وحدت و از این صحبت های واهی که برای چیره شدن بر دنیای مدرن است به فکر ایجاد رنسانس درون خودشان نباشند و جدایی دین از نهاد دولت را نپذیرند مخالفت ها ادامه دارد چه بسا این مخالفت ها به قدری بالا بگیرد که با یک انقلاب های ملی تر و خشک به پای هم بسوزند و آن روز دیگر برای رفوروم و اصلاح بسیار دیر است .


مهدی میرقادری

01/17/2017

Petition to facilitate asylum for dissidents of the Islamic regime in Iran

Dear Mr. President, The travel ban executive order which affects Iranian citizens has halted the asylum process for many dissidents of t...